

(3).jpg)
است.
[۱۱۳]
۱) اسرارالبلاغه، مشتمل بر مطالبی از قبیل تشبیه و استعاره، که بعدها نام علم بیان به خود گرفت.
۲) دلائل الاعجاز، مشتمل بر مباحثی از قبیل فصل و وصل و قصر و اختصاص، که بعدها نام علم معانی به خود گرفت، جرجانی را، به سبب تألیف این دو کتاب، بنیانگذار دو علم معانی و بیان دانستهاند، هر چند سکّاکی در سده هفتم این دو علم را معانی و بیان نامید، ولی اصول کلی آن را جرجانی پایهریزی کرد.
به گفته ریتر این دو کتاب سرچشمه مباحث مهم دو شاخه بلاغت، یعنی معانی و بیان، بود و توانست در مطالعات بلاغی مشرق زمین دگرگونی ایجاد کند.
۳) الرسالة الشافیه، در باره اعجاز قرآن.
جرجانی در این کتاب به مبحث تَحَدّی قرآن و ناتوانی مردم عرب در معارضه با قرآن پرداخته
و اعجاز قرآن را در نظم آن دانسته است
او در مخالفت با نظریه صَرفه در اعجاز قرآن سخن گفته است
این رساله به همراه دو رساله دیگر در اعجاز قرآن از خَطّابی (متوفی ۳۸۸) و رُمّانی (متوفی ۳۸۶) در مصر به چاپ رسیده است، برخی بر آناند که این رساله، بخشی از دلائلالاعجاز بوده و کتاب مستقلی نیست.
۴) العُمْدَه، در باره تصریف.
ابنقاضی شهبه
نام آن را العُمُد آورده و کتاب نیز با عنوان العُمُد به چاپ رسیده است؛ ولی، در برخی منابع کهن
نام آن العُمدة آمده است، این کتاب دارای مباحث معمول در کتابهای صرفی است و جرجانی بحث جالبی در باره مخارج حروف آورده است
۵) المغنی، شرح مبسوطی بوده است در سی مجلد بر الایضاح ابوعلی فارسی
۶) المُقْتَصِد، تلخیصی است که عبدالقاهر جرجانی از کتاب پیشین خود، المغنی، انجام داده است، نام کتاب را المُقْتَضَب نیز آوردهاند.
برخی المقتصد را شرحی مستقل بر الایضاح دانستهاند
جرجانی در این کتاب از استاد خود، ابوالحسین فارسی، مطالب بسیاری نقل کرده است.
محققِ کتاب، کاظم حرالمرجان
سال تألیف آن را ۴۵۲ دانسته است.
ابنقاضی شهبه
نیز نام آن را الاقتصاد آورده است.
برخی ویژگیهای این کتاب عبارت است از: استشهاد به آیات قرآن
استشهاد فراوان به اشعار عربی
استدلال به گفتههای سیبویه در الکتاب
توجه به اختلاف قرائتهای آیات قرآن و تأثیر آن در مسائل نحوی
آوردن مطالب تاریخی در ضمن مباحث کتاب
تحلیل نحوی احادیث
استفاده از مَثَلها
به کار گیری برخی اصطلاحات، مانند ضمیر «امر» به جای ضمیر « شأن » و « قِصه »
۷) الایجاز، تلخیصی است از کتاب الایضاح فارسی .
۸) التکمله،
که شاید مستدرکِ الایضاح بوده است.
۹) التذکره .
به گفته قفطی
این کتاب در باره موضوعات گوناگون و پراکنده بوده است.
۱۰) المفتاح، مشتمل است بر مباحث علم صرف، در دوازده باب.
جرجانی در این کتاب چند اصطلاح جدید بهکار برده است، از جمله اطلاق «مطابَق» بر فعل مضاعف
به کار گیری اصطلاح ذوالثلاثه دارای سه حرف) برای فعل اجوف، که در ساختار متکلم وحده ماضی سه حرفی میباشد، مانند قُلْتُ
اطلاق ذوالاربعه (دارای چهار حرف) بر فعل ناقص، که در ساختار متکلم وحده ماضی چهار حرفی میباشد، مانند دَعَوْتُ
۱۱) الجُمل، در علم نحو .
در قدیمترین منابع در باره جرجانی، نام این کتاب آمده است حاجیخلیفه نام آن را جرجانیه نیز ضبط کرده است، شرحهای بسیاری بر این کتاب نوشته شده است، قدیمترین شارح آن ابومحمد عبداللّهبن محمد بَطَلیوْسی (متوفی ۵۲۱) بوده است.
این کتاب را شرح کتاب دیگر جرجانی، العواملالمائة (سطور بعد)، دانستهاند.
الجمل در پنج فصل تنظیم شده، فصل اول آن به مقدمات اختصاص یافته و سه فصل آن در باره عوامل (فعلها، حرفها و اسمها) است و فصل پنجم کتاب
در باره مسائل گوناگون نحو، مانند اقسام جمله، است.
۱۲) التلخیص، شرح کتاب الجمل است.
۱۳) العوامل المائة یا مائة عامل، در باره صد عامل در نحو، که به نوشته حاجیخلیفه،
کتابی مشهور و متداول است، عوامل در این کتاب به لفظی و معنوی و سَماعی و قیاسی (قانونمند) تقسیم شده است.
به گفته ریتر این کتاب مشهورترین کتاب در باره عوامل نحو است، العواملالمائة در ۱۰۲۶/۱۶۱۷ به لاتینی ترجمه شد، این کتاب از متون درسی بوده است و بارها به چاپ رسیده و، به نظم و نثر، به ترکی برگردانده شده و شرحهای متعددی نیز بر آن نوشته شده است.
از شارحان شیعی این کتاب قطبالدین راوندی، ملامحسن فیض کاشانی و فاضل هندی بودهاند.
در فارسی نیز با عنوان عوامل منظوم و عوامل صدگانه به نظم کشیده شده است.
۱۴) العروض یا کتاب فیالعروض، در باره علم عروض و ریشهشناسی زبان
۱۵) المختار من دواوین المتنبّی و البحتری و ابیتمّام، که گزیدهای از بهترین سرودههای این سه شاعر است، وی اشعاری را که جنبه مَثَل داشته یا مشتمل بر مطالب حِکْمی بوده، در این گزیده آورده است.
جرجانی در این کتاب گاه به نقد برخی ابیات پرداخته
و برخی ابیات را نیز شرح کرده است.
این کتاب، به ضمیمه چند مجموعه شعری دیگر، با عنوان الطرائف الادبیه به چاپ رسیده است، نامی از این اثر جرجانی در منابع کهن نیامده است؛ اما، بروکلمان، فرّوخ و دایره المعارفها آن را ذکر کردهاند.
۱۶) شرح الفاتحه .
در برخی منابع گفته شده که این کتاب یک مجلد بوده است
۱۷) شرح اعجاز القرآن .
محمدبن زید واسطی (متوفی ۳۰۶) کتابی داشته با عنوان اعجازالقرآن و جرجانی دو شرح کوتاه و بلند بر آن نگاشته و شرح بلند خود را المعتضد نامیده است
ولی، در برخی منابع، اعجازالقرآن را اثر خود جرجانی معرفی کردهاند
و در برخی منابع نیز اعجاز القرآن الکبیر والصغیر را به نام جرجانی آوردهاند.
۱۸) المسائل المشکله
۱۹) التتّمة فیالنحو
۲۰) دَرْجالدُرَر فی تفسیر الای والسُّوَر
۲۱) مختار الاختیار فی فوائد معیار النُظّار، در باره معانی، بیان، بدیع و قوافی.
جرجانی با اینکه ایرانی بوده، کتابی به فارسی ننوشته، جز اینکه در بررسی یک بیت عربی اشاره کرده که اصل آن بیت به فارسی بوده است.
در دوره معاصر، شیخ محمد عَبْده، مفتی مصر، با تدریس دو کتاب اسرارالبلاغة و دلائلالاعجاز در جامع الازهر و چاپ آنها، نام جرجانی را زنده کرد.
از جمله کسانی که در مقایسه بین نظریات جرجانی و برخی پیشگامان زبانشناسی جدید و نقادان ادبی، بسیار کوشیدند، محمد مندور، محمد زکی عَشماوی و کمال ابودیباند، بازگشت به مباحثی که جرجانی مطرح کرده است، میتواند در بررسیهای ادبی و بلاغی و انتقادی مشرق زمین افقهایی نو بگشاید و آن را پویا کند.
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24