

(3).jpg)
از زمانی که ایرانیان به مرزهای جغرافیایی یونان رسیدند، یونانیان با فرهنگ، آداب و خلق و خوی ایرانی آشنا شدند و این موضوع در متون یونانی بازتاب داشته است. بازتاب برخوردهای نظامی و نیز روابط فرهنگی و اجتماعی ایرانیان با یونانیان در متون کلاسیک یونانی گسترده است. نمایشنامه «پارسیان» اثر «آیسخولوس»، تاریخ هرودوت و کتابهای «تربیت کوروش» و «آناباسیس» اثر کسنوفون (Xenophon) نمونههایی از این بازتاب هستند. از لابلای این متون میتوان به زوایای تاریک فرهنگ و آداب ایرانیان روشنایی انداخت و جلوههایی از چگونگی رفتار ایرانیان باستان را دریافت. از طرف دیگر، کتیبههای یونانی یافتشده از گستره جغرافیایی حکومت هایایران باستان نیز ، در کنار متون یونانی ذکرشده، میتوانند ابعادی از ویژگیهای ایرانیان را بازتاب داده و همانند متون کلاسیک یونانی زوایای پنهان فرهنگی، سیاسی و آداب و رسوم ایرانیان را بیان کنند. همچنین، با توجه به اینکه برخی از کتیبههای باستانیدارای تحریرهای ایرانی و یونانی هستند، با مطابقتدادن واژههای این تحریرها با یکدیگر میتوان به نکات تازهای دست یافت. بنابراین، برای تحقق این امر، اهداف، سؤالات و فرضیات این پژوهش طرحشدهاند. فرضیات تحقیق عبارتاند از: 1- زبانیونانی در کتیبههای ایران باستان در کنار زبانهای ایرانی برای امور سیاسی، اداری و مذهبی کاربرد داشته، اما از دوره هخامنشی تا دوره ساسانی از تعداد و اهمیت آن به تدریج کاسته شده است. 2- در کتیبههای چندزبانه (شامل تحریر یونانی و تحریرهای ایرانی) میتوان از تحریرهای ایرانی برای بازسازی کلمات ناخوانای یونانی استفاده نمود. از سوی دیگر، تحریر یونانی از یک واژه ایرانی ناخوانا و یا دارای معنای مبهم میتواند به تشخیص معنای آن واژه کمک نماید. 3- گمان میرود کلمات، اصطلاحات و اسامی خاص منحصربهفرد یا کمیاب ایرانی در کتیبههای یونانی از ایران باستان کاربرد داشتهاند. 4- درباره نامگذاری نامجایها در کتیبههای چندزبانه میان یونانیزبانهایایران و بومیان ایرانیزبان احتمالاً تفاوتهایی وجود دارد.
بستن *نام و نام خانوادگی * پست الکترونیک * متن پیام |
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24