ندیشهایرانشهری که ریشه های آن به ایران پیش از اسلام و به صورت خاص از هخامنشی تا ساسانیان باز میگردد به عنوان یک جریان فکری از اواخر عصر قاجار و به صورت خاص با کارهای مشیرالدوله پیرنا در ایران رو به سوی مدرنیسم، احیاء شد. ایناندیشه در عصر پهلوی در قالب باستان گرایی تمدنی و هویتی تداوم یافت. پس از انقلاب 57 این اندیشه به شدت در حاشیه ایدئولوژی اسلام سیاسی قرار گرفت، اما به تدریج از دهه 1390 بخش هایی از جامعه که نگرش ملی گرایانه داشته اند و عمدتا منقد هژمونی اسلام گرایانه بر ایران بوده اند بدان متمایل شده اند. در این زمینه تلاش های علمی سیدجواد طباطبایی نیز بسیار اثرگذار بوده است. بر این اساس می توان آن را به عنوان یک جریان فکری در حال احیا در نظر گرفت که مدعی برساخت نظم سیاسی در ایران آینده است. اما اساسا اندیشهایرانشهری چیست؟ چه قابلیت ها و ضعف هایی دارد؟ در کل اندیشهایرانشهری از سه رکن بنیادین اشه (به مثابه نظم کیهانی)، شاه آرمانی (به مثابه پاسدار اشه) و آرمانشهر (به مثابه جامعه مطلوب ایرانی) تشکیل شده است. این اندیشه گونه ای نظم سیاسی را مفروض می گیرد که بیشترین تناسب را با تاریخ و هویت ایرانی در خود مستتر دارد. مهمترین منابع طرفداران این اندیشه برای ترسیم نظم سیاسی مطلوب خود، مواد فرهنگی از جمله کتیبه ها، مهرها، سکه ها و نقوش ایران قبل از اسلام؛ آثار مکتوبی همچون اوستا، ارداویرافنامه، نامه تنسر به گشنسب، کارنامه اردشیر پاپکان و همچنین تاریخ نگاریهای این عصر (از جمله تاریخ نگاریهای سریانی، ارمنی، یونانی و اعراب) است. حتی برخی محققان (از جمله زاگرس زند در کتاب شاهنامه و پایان ساسانیان، تورج دریایی و پروانه پورشریعتی) شاهنامه فردوسی یا سیاستنامه های عصر اسلامی را نیز جز منابعاندیشهایرانشهری می دانند. در کنار آنها می توان اساطیر و قصه هایی کهن ایرانی را نیز بازتابی از همین اندیشهایرانشهری و به ویژه آرمانشهر ایرانی دانست. بر اساساندیشهایرانشهری طبقات اجتماعی باید بر مبنای اصل خویشکاری و همچنین نظم طبیعی، سامان یابند. اما پرسش بنیادین این است که اندیشهایرانشهری با چنین مختصات فکری، چه دیدگاهی نسبت به مخالفان سیاسی متفاوت اتخاذ می کند؟ آیا این اندیشه بدنبال حذف تفاوت های فرهنگی و ساخت یک ملت همسان بوده است؟ آیا این اندیشه برای اقلیت ها، حقوق برابر با اکثریت قائل است یا این که این اندیشههم با دسته بندی افراد به خودی/غیر خودی و شهروند درجه اول/شهروند درجه دوم، نظم سیاسی خود را بنا نموده است؟ برای پاسخ بدین پرسشها می توان به سرچشمه ها یا خاستگاه فکری اندیشهایرانشهری مراجعه کرد و پاسخ را از درون منابع فکری ایران باستان در عصر ساسانی جستجو نمود. البته می بایست از نگرش شرق شناسانه که مبتنی است بر درک دیگران از ایرانیان (از جمله یونانیان، سریانییان، اعراب در دنیای قدیم و گفتمان غرب محوری در دنیای جدید) پرهیز نمود. بر همین اساس پایان نامه حاضر از منظر اندیشه سیاسی حقوق مخالفان در اندیشهایرانشهری را مورد تامل قرار می دهد. منظور از مخالفان سیاسی کسانی هستند که به اعتراض و گاه شورش علیه نظام سیاسی مستقر مبادرت می ورزند. برای مثال مزدک نمونه برجسته آن است. بر همین اساس این پایان نامه بر مخالفان و معترضان سیاسی از متمرکز می شود و جایگاه و حقوق آنها در اندیشهایرانشهری را به صورت انتقادی مطالعه می نماید.