

(3).jpg)
نام و نشان:
علامه امام مجدالاسلام شیخ الکبیر ابوبکر عبدالقاهر بن عبدالرحمن بن محمد بن حسن جرجانی نحوی اسماعیلی،.
ولادت:
هیچ یک از منابع دست اول، تاریخ ولادت وی را ثبت نکرده اند اما به احتمال فراوان در یکی از واپسین سال های قرن چهارم یا یکی از نخستین سال های قرن پنجم هجری، حوالی سال 400، 401 یا 405 ه.ق در جرجان و در خانواده ای فقیر به دنیا آمده است. محل ولادتش را گور سرخ جرجان نیز ذکر کرده اند.
حوزه دانش و آثار علمی:
علوم فقهی، کلام، تفسیر، حدیث، صرف و نحو، ادبیات، معانی و بیان، قرآن، بلاغت و عروض می دانند اما از او بیشتر به عنوان مؤسس و نظریه پرداز علم بلاغت و صاحب اندیشه های نوآئین در حوزه مسائل علم الجمال یاد می شود. عبدالقاهر پرچمدار علم بلاغت بود، نظریه نظم، مهمترین مسئله ای بود که بدان اهمیت داد، او قواعد بلاغت را چنان استوار ساخت که دارای اصول و اهداف مشخص گردید و بدین ترتیب تأثیر بزرگی در این حوزه از دانش بجای گذاشت.
از زبان بزرگان:
امیر المؤمنین سید یحیی بن حمزه حسینی (696-745ه.ق)، از بزرگان علماء و امامان زیدیه یمن و صاحب کتاب « الطراز فی علوم حقائق الاعجاز» از جرجانی با عنوان « شیخ عالم النحریر و اعلم المحققین» یاد کرده است و او را اولین کسی می داند که قواعد بلاغت را بنا نهاد، برهان های آن را توضیح داد، فایده های آن را آشکار کرد و فنون آن را مرتب نمود. گفتارهای تمجیدآمیز امام فخر رازی نیز تأییدکننده این مطالب است:« وفق الله تعالی الامام مجد الاسلام ابابکر عبدالقاهر بن عبدالرحمن النحوی الجرجانی تغمده الله برحمته و افاض علیه عیون مغفرته، حتی استخرج اصول هذا العلم و قوانینه و رتّب حججه و براهنه و بالغ فی الکشف عن حقائقه و الحفص عم لطائفه و دقائقه و صنّف فی ذلک کتابین لقّب احدهما ب«دلائل الاعجاز» و ثانیهما ب«اسرار البلاغة» و جمع فیهما من قواعد العربیة و دقائق العجبیة و الوجوه العقلیة و الشواهد النقلیة و اللطائف الادبیة و المباحث العربیة ما لا یوجد فی کلام من قبله من المتقدمین و لم یصل الیها غیره احد من العلماء الراسخین.» مجد الدین محمد فیروزآبادی نیز او را اولین کسی می داند که دانش معانی را تدوین نموده است و درباره او می گوید: « امام العربیة و اللغة و البیان، اول من دَوَّن علم المعانی» در دوران معاصر نیز شیخ محمد عبده، نخستین کسی بود که متوجه ارزش های نهفته در کارهای جرجانی گردید و پس از او شاگردش سید رشید رضا.
دین و مذهب:
عبدالقاهر، فقیهی شافعی و متکلم و اصولی در طریقه اشعری بود. در دین، استوار، با تقوا و قناعت کار بود، در پایه پرهیزگاری او همین بس که سلفی در معجم خود نوشته است دزدی وارد خانه عبدالقاهر شد در حالی که او نماز می خواند، هرچه در خانه بود برداشت، جرجانی او را دید ولی نمازش را قطع نکرد. رافعی قزوینی او را در زمره محدثین ذکر کرده و سه روایت از فرزند وی، ابوعمرو عبدالقادر که آنها را از زبان پدرش، عبدالقاهر و او نیز به نقل از پدرش، عبدالرحمن بن محمد بن حسن، شنیده، نقل کرده است. بیت معروفی نیز میان طلاب حوزه های علمیه در خصوص عامل های نحو رایج است که در آن جرجانی را مرد خدا معرفی می کند: «عامل اندر نحو صد باشد چنین فرموده است / شیخ عبدالقاهر جرجانی، آن مرد خدا.»
استادان:
جرجانی از شاگردان شیخ ابوالحسین محمد بن حسین بن محمد فارسی معروف به ابن عبدالوارث (م421ه.ق) خواهرزاده ابو علی حسن بن احمد بن عبدالغفار فارسی (م377ه.ق) و از شاعران و ادیبان مشهور نیشابور و از مشاوران امیر اسماعیل بن سبکتکین، صاحب غزنه، بود. ابن عبدالوارث در اواخر عمر در جرجان رحل اقامت افکند و هم در این شهر دار فانی را وداع گفت. او اشعار خود را برای اهالی جرجان میخواند. به گواهی بیشتر منابع، جرجانی غیر از وی استاد دیگری نداشته و همه عمر خود را در گرگان (جرجان) به سر برده و در همانجا به تعلیم و تعلم پرداخته است.
صاحب روضات الجنات با آنکه خود را در داشتن اطلاعات کافی از احوال دانشمندان نحو و ادیبان بی بضاعت میداند در رد این نظر گفته است که به دو نفر دیگر از استادان جرجانی دست یافته که فن نحو و مانند آن را از ایشان فرا گرفته است: یکی «ابن جنی» و دیگری «صاحب بن عباد». اما این گفته صاحب روضات و برخی دیگر از مورخان تأیید کننده آن درست نمیباشد زیرا اسماعیل بن عباد بن عباس طالقانی ملقب به «صاحب»، در سال 385ه.ق در اصفهان دار فانی را وداع گفته بود و ابوالفتح عثمان بن جنی موصلی، از امامان ادب و نحو نیز در سال 392ه.ق در بغداد در گذشته بود. بنابر این هر دو دانشمند مزبور چندین سال پیش از تولد عبدالقاهر درگذشته بودهاند و جرجانی نمیتوانسته در مکتب ایشان شاگردی کرده باشد. وی را از شاگردان قاضی ابوالحسن علی بن عبدالعزیز جرجانی(م 392ه.ق) نیز خواندهاند که این مسئله هم به همان دلایل مشابه پیشین نمیتواند درست باشد. یاقوت حموی علیرغم اینکه خود در شرح حال ابن عبدالوارث با قطعیت تمام اظهار نموده است که عبدالقاهر غیر از او هیچ استاد دیگری نداشته با این حال در شرح حال عبدالقاهر به تناقض گفته است که قاضی علی جرجانی استاد اوست، حتی گفته است که عبدالقاهر خود به این مسئله اذعان کرده و هر جا نام او را در کتاب هایش آورده از همنشینی با او احساس غرور نموده است.
جرجانی در آثارش از دانشمندانی چون خلیل بن احمد، سیبویه، زجاج، ابوالعباس ثعلب، ابوبکر بن درید، ابن جنی و ابوعلی فارسی نام برده که در مسائل علم نحو و لغت از کتاب های ایشان بهره گرفته است. وی از جاحظ، ابن قتیبه، المبرد، ابن المعتز، قدامة بن جعفر، قاضی علی جرجانی، حسن بن بشر الآمدی، مرزبانی، ابن اعمید، عبدالرحمن بن عیسی همدانی و ابوهلال عسکری در مسائل ادب و نقد و بلاغت استفاده کرده است. بنابر این به طور غیر مستقیم می توان این دانشمندان را از اساتید او به حساب آورد.
آثار و تألیفات:
1- «دلایل الاعجاز» و 2- « اسرار البلاغه» : جرجانی در این دو اثر نظریه های نظم و مجاز در بلاغت عربی را به صورت علمی و دقیق بنیان نهاده است. در اهمیت این دو کتاب همین بس که علامه تفتازانی (م 792ه.ق) در مقدمه بسیار بلند و شیوای خود بر کتاب مطول، تصریح می کند که جرجانی در نگارش این دو اثر تمامی نیروی خود را به کار گماشته است. این دو کتاب مشهور در تاریخ علوم بلاغی، به عنوان دو اثر مادر شناخته می شوند که نه تنها در آن زمان از اصلیترین کتاب های عربی در ادبیات و نقد محسوب میشده اند، بلکه امروزه نیز به عنوان دربردارنده پیشرفتهترین نظرات در باب بلاغت و نقد، مورد مراجعه علاقهمندان و محققین قرار می گیرند.
برخی پژوهشگران معتقدند جرجانی از طریق مطالعه کتاب های ابن سینا از تعلیمات حکیمان یونانی استفاده کرده و این دو کتاب او یادآور «فن شعر» و «فن خطابه» ارسطو است. شیخ محمد عبده میگوید هنگامی که ما موفّق شدیم کتاب های اسرار البلاغه و دلایلالاعجاز را به دست آوریم، نور این دو ستاره درخشان چنان بر ما تابید که روشن شد آنچه تاکنون در زمینه بلاغت میخواندیم ( مطوّل، مختصر، تلخیص و شرح تلخیص) باطل بوده است و بیجهت عمر خود را در آنها تباه کرده ایم. صاحب آثار البلاد می گوید این اسلوب نگارش سابقه نداشته و هرکس بر آن آگاه شود و بخواند، خواهد دانست که معجزات قرآنی چند و چون است. دلایل الاعجاز، در اثبات اعجاز و تقلید ناپذیری قرآن است، جرجانی تطابق کلمه و معنا را جوهره نظم و کلام می داند، به نظر او کلمات و معانی آئینه یکدیگرند، برای هر معنا فقط یک بیان موجود است و مرکز اعجاز قرآن در همین جاست. امام فخر رازی تنها ایرادی که بر این دو کتاب وارد دانسته، عاری بودن آنها از رعایت ترتیب فصول و ابواب است.
مقدمه کتاب دلائل الاعجاز با نام « المدخل فی دلائل الاعجاز» نیز به عنوان اثری مستتقل در برخی منابع ذکر شده است که نسخه ای از آن به شماره 54 بلاغت به تاریخ 568ه.ق از روی نسخه ای به خط خود جرجانی در معهد المخطوطات دانشگاه الدول العربیة موجود است. از کتاب دلایل الاعجاز دو نسخه خطی در ترکیه موجود است یکی متعلق به کتابخانه حسین جبلی معانی در 203 ورق که در اواسط ماه ربیع الاول سال 568ه.ق نگاشته شده و نام ناسخ آن مشخص نیست و دیگری متعلق به کتابخانه اسعد افندی به شماره 3004 که نام ناسخ و تاریخ تحریر آن نامعلوم است اما از صورت خط آن پیداست که متعلق به قرن شش و هفت هجری می باشد
3- «العوامل المائه» در اصول علم نحو که آن را در سه باب نگاشته است: باب اول: در عامل. باب دوم: در معمول. باب سوم: در اعراب. این کتاب قرن ها مورد استفاده دانشجویان نحو و ادب بوده و بر آن شرح هایی به قرار ذیل تألیف و انتشار یافته است: - شرح حاج بابا طوسی (م471 ه.ق). - شرح حسام الدین حسین توقانی (م 926 ه.ق). - شرح احمد بن مصطفی معروف به طاش کپری زاده (م 968 ه.ق). - شرح علامه میر سید علی بن محمد شریف جرجانی (م 816 ه.ق). - شرح مولانا اشق قاسم ازنیقی (م945 ه.ق). - شرح یحیی بن بخشی (م900 ه.ق). - شرح محمد بن احمد داعی معروف به صوفی زاده(م 1024ه.ق). - شرح شیخ ابراهیم احمد بن جزری. - شرح بدر الدین محمد بن احمد عیسی احنفی (م 855 ه.ق). - شرح سید اختیار الدین حسین بن قاضی غیاث الدین حسینی تربتی هروی(م 928ه.ق هرات). - شرح شیخ یحیی بن نصوح بن اسرائیل. - شرح میرزا محمد بن سلیمان تنکابنی(م 1302ه.ق). - شرح ملا محمدمقیم بن محمدباقر اصفهانی شاگرد علامه محمدتقی مجلسی. - شرح ملا داود بن عبدالباقی ترکستانی معروف به شرح العوامل الکبیر. - شرح ملا محسن بن محمدطاهر قزوینی. - شرح شیخ قطب الدین ابوالحسین سعید بن هبه الله بن حسن راوندی(م 573ه.ق). - شرح ملا نظر علی بن محسن گیلانی. - شرح ملا محمدعلی حسن ارانی شاگرد ملا احمد نراقی. - شرح بهاءالدین محمد بن تاج الدین حسن اصفهانی معروف به فاضل هندی(م1137ه.ق). - شرح شیخ خالد الازهری الجرجاوی(م 905ه.ق). - شرح علامه محمد ابی القاسم عتابی به نام الوائد العتابیه فی حل العوامل المائة النحویة. همچنین علی بصیر حنفی حموی، مفتی طرابلس و شیخ محمد بن حماد(160) نیز این کتاب را به نظم در آورده اند.
4- «الجمل» یا «الجرجانیه» در شرح عوامل المائه که مختصری است در فقه. این کتاب مشتمل بر 5 فصل است: مقدمات، عوامل الافعال، عوامل الحروف، عوامل الاسماء و اشیاء منفرده. نسخه ای از الجمل در کتابخانه امیرالمؤمنین در نجف اشرف به خط جعفر بن خضر بن محمد آهنگر هزارجریبی موجود است که مستنسخ، نگارش آن را در اواخر ماه صفر سال 873ه.ق به پایان رسانده است.
5- «شرح الجمل» یا «التلخیص» در توضیح الجمل. کتابی است مختصر در پنج فصل که ابتدای آن در مقدمات است و آن را برای برخی اصحابش نگاشته و با عبارت « الحمد لله رب العالمين والصلاة على رسوله محمد وآله أجمعين، قوله الحمد لله افتتاح و آغاز کرد مصنف ...» آغاز می شود. این اثر نزدیک به هزار بیت دارد. غیر از شرح الجمل که جرجانی بر کتاب خود نوشته است، شرح های متعدد دیگری نیز بر الجمل ترتیب یافته از جمله: - شرح ابی محمد عبدالله بن خشاب بغدادی نحوی(م 567ه.ق). - شرح ابن سید بطلیوسی ابومحمد عبدالله بن محمد (م 521ه.ق). - شرح علی بن حسین بن علی باقولی ضریر (م 535ه.ق). - شرح ابن خروف ابوالحسن علی بن محمد معروف به ابن خروف حضرمی(م609ه.ق). - شرح احمد بن عبدالمؤمن شریشی (م 616ه.ق). - شرح امام ابی یعقوب یوسف بن محمد بن علی سکاکی (م 626ه.ق). - شرح ابی عبدالله محمد بن جعفر انصاری بلنسی(م 586ه.ق). - شرح محمد بن علی غرناطی(م 715ه.ق). - شرح ابی الحسن علی بن حسین باقولی(ز 535ه.ق). - شرح ابی الحسن علی بن مؤمن بن عصفور نحوی(م 669ه.ق). - شرح عمر بن عبدالمجید رندی. - شرح شیخ شمس الدین محمد بن ابی الفتح بن فضل بن علی بن بعلی حنبلی(م 709ه.ق). - شرح ابی الحسن علی بن ابراهیم انصاری بلنسی(م 571ه.ق) معروف به شرح الحلل.
6- «المغنی» در شرح کتاب نحو « الایضاح» شیخ ابوعلی فارسی که در سی جزء نگاشته است.
7- «التتمه» یا «التکمله» در نحو که آن را در تکمیل کتاب المغنی نگاشته است و برخی پژوهشگران به اشتباه این دو اثر را مستقل فرض کرده اند. عمر فروخ، التکمله را استدراکی بر کتاب الایضاح ابی علی فارسی می داند.
8- «المقتصد» یا «المقتصد فی شرح الایضاح» در علوم ظاهریه، که مختصری است از کتاب «المغنی» در سه جلد. ابن قاضی شهبه از این کتاب با عنوان «الاقتصاد» یاد کرده است.
9- «الایجاز» که مختصر دیگری است در شرح الایضاح و با عبارت « الحمد لله الذی تظاهرت علینا آلاؤه» آغاز می شود.
10- « العمده» یا « العُمُد» در صرف افعال.
11- «العروض» اثری از آن باقی نمانده است.
12- شرح «الصغیر» و 12- شرح «الکبیر» معروف به «معتضد»، بر کتاب اعجاز القرآن ابی عبدالله محمد بن زید واسطی معتزلی(م 306ه.ق).
13- « شرح الفاتحه» یا « تفسیر الفاتحه» که حاجی خلیفه با اسامی «تفسیر عبدالقاهر» و « تفسیر فاتحة الکتاب» از آن یاد کرده است.
14- «درج الدرر فی تفسیر الآی و السور» که تنها صاحب هدیة العارفین به آن اشاره کرده است.
15- «الرسالة الشافیه» یا «الرسالة الشافیة فی اعجاز القرآن الکریم». هدف جرجانی در این رساله، اثبات عجز عرب از معارضه قرآن است. عبدالقاهر در این کتاب، قرآن را به خودی خود در کل زمان و مکان معجزه ای می داند که به واسطه وحی الهی است نه اثری که از راه الهام حاصل گردیده باشد. برخی این اثر را به دلیل شباهت موضوعی و شیوه ارائه به عنوان کتابی مستقل ندانسته و آن را بخشی از کتاب دلائل الاعجاز خوانده اند اما در صفحه نخست آن وجود عبارت صریح « هذه الرسالة خارجة من کتبه الموسوم بدلائل الاعجاز» نشانگر مستقل بودن این کتاب است.
16- «المفتاح». علیرغم اینکه در کتابهای ترجمه و طبقات به موضوع آن اشاره ای نشده و تنها به ذکر اسم آن کفایت کرده اند اما کتاب مزبور در علم صرف نگاشته شده و در سال 1407ه.ق به تحقیق دکتر علی توفیق الحمد توسط انتشارات مؤسسة الرسالة در بیروت به چاپ رسیده است. از این کتاب نسخه ای با عنوان « شرح المفتاح» در کتابخانه سعید حمزه دمشق نگهداری می شود.
17- « مختار الاختیار فی فوائد معیار النظار» در علوم معانی، بیان، بدیع و قافیه.
18- «المختار من دواوین المتنبی و البحتری و ابی تمام» که در آن منتخبی از اشعار این سه شاعر مشهور عرب را به دلخواه خود جمع آوری کرده است.
19- «المسائل المنثوره» .
20- «کتاب فی العروض» قصیده ای است که در آن قواعد وزن های شعری را تضمین کرده و ذیل کتاب « الاقناع فی العروض و تخریج القوافی» صاحب بن عباد در سال 1379ه.ق توسط شیخ محمدحسن آل یاسین در بغداد به چاپ رسیده است.
21- «التذکره» که به گزارش قفطی، جرجانی مجموعه آثار پراکنده خود را در آن گرد آوری کرده است.
22- «المقتصد فی شرح التکمله».
23- «المسائل المشکلة».
24- «الاقناع» در علم نحو. در هیچ یک از منابع اصلی از این اثر نامی برده نشده تنها ذیل فهرست نسخه های خطی کتابخانه ابومحمد محرم محمد چلبی المرعشی، استاد سابق دانشگاه ارزروم ترکیه، مجموعه ای دو اثره با ابعاد 15*20 سانتی متر موجود است که اثر دوم آن « المصباح فی شرح الاقناع» نام دارد و چنانکه در آن اشاره شده الاقناع از آثار عبدالقاهر جرجانی است.
25- « آراء الجرجانی». نسخه ای مخدوش از آن به تاریخ 568ه.ق که از روی نسخه ای به خط مؤلف نگاشته شده در معهد المخطوطات دانشگاه الدول العربیة در 5 ورق موجود است، نسخه سالم آن نیز در کتابخانه حسین چلبی ترکیه نگهداری می شود.
یاران و شاگردان:
1- امام شیخ ابوعامر فضل بن اسماعیل تمیمی جرجانی (ز 458ه.ق)، ادیب، ناظم، نویسنده و نحوی معروف و صاحب آثاری چون البیان فی علم القرآن، سلوة الغرباء و عروق الذهب من اشعار العرب که از یاران و همراهان عبدالقاهر بود. وی را از شاگردان عبدالقاهر نیز بر شمرده اند که صحیح نیست زیرا بنابر منابع موجود، احتمالاٌ ابوعامر از لحاظ سن از عبدالقاهر بزرگتر بوده و چنانکه باخرزی در دمیة القصر آورده عبدالقاهر در وصف او ابیاتی اینچنین سروده است:« ما ابوعامر سوی اللطف شیء / انه جملة کما هو روح / کل ما لا یلوح من سر معنی / عند تفکیره فلیس یلوح»، باخرزی کسی است که در سال 444ه.ق به جرجان آمد، از نزدیک با امام ابوعامر ملاقات داشت و از او در تألیف دمیة القصر بهره ها برد اما هیچگونه اشاره ای به شاگردی او نزد عبدالقاهر نکرده است. باخرزی درباره عبدالقاهر می نویسد:« اتفقت علی امامته الالسنه».
2- احمد بن عبدالله مهاباذی ضریر [نابینا] (م500ه.ق)( مهابادی(م بعد از 471 ه.ق، حدود 500 ه.ق)، مهاباد، قریه ای مابین قم و اصفهان است.)، دانشمند نحوی که صاحب شرحی است بر اللمع اثر ابن جنی باجی.
3- ابونصر احمد بن ابراهیم بن محمد شجری (م 470ه.ق). یاقوت می نویسد سلامة بن غیاض شامی کفرطابی نحوی در انتهای نسخه ای از کتاب المقتصد در ری، نوشته ای را به خط خود آورده بدین شرح که برادر فقیهم ابونصر احمد بن ابراهیم بن محمد شجری- ایدالله- این کتاب را از ابتدا تا انتهایش بر من به صورت ضبط و تحصیل خوانده است و عبدالقاهر آن را به خط خود در رمضان المبارک سال 454 ه.ق با حمد و سپاس پروردگار و صلوات بر رسول الله و خاندانش نگاشته است.
4- ابو زکریا یحیی بن علی بن حسن بن محمد بن موسی بن بسطام شیبانی نحوی لغوی، مشهور به ابن خطیب تبریزی (م 502 ه.ق)، از مدرسان نظامیه بغداد و از امامان لغت که در طلب دانش به سرتاسر عالم سفر می کرد و کتاب « سماه الملخص» در چهار جلد از آثار اوست.
5- مجیرالدوله کیا ابوالفتح علی بن حسین اردستانی طغرایی، وزیر سنجر بن ملکشاه سلجوقی، از نویسندگان بزرگی که به نص زمخشری در « الزجراء بالصغار عن معارضة الکبار»، شاگرد جرجانی در علم نحو بود. وی بر کتاب دلائل الاعجاز اعتراضاتی بجا آورده است.
6- علی بن محمد بن علی بن ابو الزید فصیحی استرآبادی (م516ه.ق)، نحوی بزرگی که بعد از خطیب تبریزی استاد نظامیه بغداد شد. قاضی نورالله می نویسد: شاگرد عبدالقاهر جرجانی و استاد ملک النحاة بود، مصرع: اینچنین استاد و شاگردی که دید؟
7- ابوالمظفر محمد بن ابی العباس بن احمد ابیوردی کوفنی (م 507 ه.ق)، ادیب، لغت شناس، شاعر، نسب شناس و محدث شیعی.
8- ابوالحسن علی بن حسین بن علی ضریر باقولی اصفهانی نحوی، صاحب کتاب های شرح اللمع، کشف المشکلات و ایضاح المعضلات فی علل القرآن.
شعر و نظم:
عبدالقاهر از قریحه شاعری نیز برخوردار بود و جسته و گریخته در کتاب های تذکره، ابیاتی عربی و فارسی به او نسبت داده اند، حدود صد بیت از سروده هایش را باخرزی در دمیة القصر و ابن شاکر کتبی در فوات الوفیات نقل کرده اند. از جمله در شکایت از زمانه و مردمان روزگار گوید: « ای وقت هذا الذی نحن فیه / قد دجا بالقیاس و التشبیه / کلّما سارت العقول لکی تقـ / - طع تیها توغّلت فی تیه.» در اشعارش خواجه نظام الملک حسن بن علی بن اسحق را نیز مدح کرده است: « لو جاود الغیث غدا / بالجود منه اجدرا / او قیس عرف عرفه / بالمسک کان اعطرا / ذوشیم لو انّها / فی الماء ما تغیّرا / وهمّة لو انّها / للنّجم ما تغوّرا / لو مسّ عودا یابسا / اورق ثمّ اثمرا» نمونه شعر فارسی: « فلک به مردم نادان دهد زمام مراد / تو اهل فضل و دانش، همین گناهت بس. / زیاد از این جهان که خردمند را از او / بهره بجز نوائب احزان نمی رسد / جهان در تنعم و ارباب فضل را / با صد هزار غصه یکی نان نمی رسد.» ابیاتی نیز در مذمت اهالی نیشابور و هجو خطیب استرآباد سروده است. به طور کلی بیشتر اشعارش را در مذمت روزگار و اهل آن می دانند شاید قفطی به همین سبب او را مردی کم حوصله معرفی نموده است که به رغم توانایی، سخنش را کامل نمی کرد و تا حدودی اجمال گرا بود.
اهمیت بین المللی:
در بین انگلیسی زبانان و اعراب، حدود 25 عنوان کتاب مستقل درباره عبدالقاهر و بسط نظریات ادبی او نوشته شده است. پاره ای از آنها عبارت اند از: 1- « معالم المنهج البلاغه عند عبدالقاهر» اثر محمد برکات حمدی ابوعلی اردنی که در آن بحثی روشن و مبنادار درباره تبیین نظریات جرجانی ارائه میدهد. 2- «النقد المنهجی» نوشته محمد مندور. از دیدگاه وی، نظریات عبدالقاهر بیشتر به حیطه فقه اللغت و زبان شناسی باز میگردد. 3- «الصورة البلاغیه عند عبد القاهر» در دو جلد یکی دیگر از مهمترین کتاب ها در این زمینه است که دکتر احمد علی دهمان مصری آن را نگاشته و رساله دکترای او بوده است. 4- « النظم فی دلائل الاعجاز» اثر مصطفی ناصف مصری که نظریه نظم را در دلائل الاعجاز باز میکند. 5- « مناهج تجدید» که امین خولی در مصر نوشته و معتقد است که عبدالقاهر در دلائل و اسرار، نوعی پریشانی اندیشه دارد. او عبدالقاهر را بیشتر مرد خدا تلقی میکند تا مرد اندیشه و ادب و میگوید که اینها لمحاتی(جمع لمحه، به معنی زمان اندک در حد چشم بر هم زدن، در اینجا منظور جرقه های فکری است که در یک لحظه به ذهن خطور می کند.) بوده که بر ذهن عبد القاهر آمده و آنها را نوشته است. 6- « عبد القاهر و جهوده فی البلاغة العربیه» اثر دکتر احمد احمد بدوی. 7- «الصورة الادبیه» نوشته دکتر ناصف.
در ریاض، پایتخت عربستان سعودی، مدرسه ای به نام این دانشمند بزرگ علم نحو وجود دارد.
وفات:
درگذشتش را بیشتر منابع دست اول، سال471ه.ق در جرجان نوشته اند که به احتمال فراوان در همین سال درگذشته است اما برخی از همان منابع، سال 474 ه.ق را نیز نگاشته اند هرچند سال 469 و 470 ه.ق نیز برای این رخداد ناگوار تاریخی عنوان شده است.
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24