۲) تقلیل گرایی خطر ساده سازیِ بیش از حدِ (oversimplification) یک فرآیند را به دنبال دارد: آیا در فروکاستن چیزی صرفاً جنبه های خاصی را از توصیفات خود حذف می کنیم؟ اینجا همان نقطه ای است که تقلیل، از پدیدۀ مورد تبیین بریده میشود. در واقع تدابیر تحقیقاتیِ منحصراً تقلیل گرایانه میتوانند به طور سیستماتیک سوگیرانه باشند و ویژگی های برجستۀ بیولوژیکی را نادیده بگیرند. باز هم این امر در پزشکی مشهود است- گرچه بسیاری از عوامل «هدفمند» (targeted) در حال حاضر در کلینیکها استفاده میشود، اما منصفانه است که بگوییم در اکثر موارد، علیرغم اصول نظری و دادههای آزمایشگاهی دقیق، فواید نسبتاً متوسطی برای بیماران داشته است.
۳) تبیین های تقلیل گرایانه گاه می توانند منجر به خلط علت و معلول شوند: این امر همان مشکل کلاسیک «مرغ و تخم مرغ» است. به عنوان مثال، آیا مسیر تکثیر نامنظم، علت بدخیمی است یا نتیجۀ آن؟ با تقلیل گرایی ممکن است از علت اصلی مشکل فاصله بگیریم.


.png)



.png)







