


ژولیا کریستوا فیلسوف، منتقد ادبی، روانکاو و فمنیست بلغاریـفرانسوی، یکی از پیشگامان ساختارگرایی و همچنین پساساختارگرایی به شمار میآید. وی تأثیر فراوانی بر فمنیسم و مطالعات ادبی و همینطور بر خوانش معاصر از هنر داشته است. کریستوا از خلاقترین و پیشروترین نظریهپردازان ادبی است که ما را با تصویر تازهای از معنا آشنا میکند. نظریۀ انتقادی کریستوا را با عنوان «معناکاوی» یا «تحلیل معنایی» میتوان متأثر از سه حیطۀ نشانهشناسی ساختارگرایی، روانکاوی، و پدیدارشناسی دانست. مروری اجمالی بر آثار وی تأثیر پدیدارشناسی هوسرل، روانکاوی لکان و ساختارگرایی سوسور و لوی استراوس را بر اندیشههای کریستوا بهخوبی نشان میدهد.
نظریۀ ساختارگرایی را فردینان دو سوسور زبانشناس و چارلز سندرس پیرس پراگماتیست شکل دادند؛ این دو بهطور همزمان ایدههای مربوط به نشانهشناسی را مطرح کردند. سوسور در ابتدا الگوی دو وجهی از نشانه را مطرح کرد؛ به این معنی که نشانه را متشکل از دو جزء «دال» و «مدلول» دانست. او در ابتدا مفهوم نشانه را در حوزۀ زبانشناسی مطرح کرد. از دید وی نشانۀ زبانی یک مفهوم را به یک تصویر صوتی از آن مفهوم پیوند میدهد؛ نه بر مبنای تفکر غالب که یک شیء را به یک نام پیوند میدهد. سوسور معتقد بود که فرهنگ از نشانهها ساخته شده است و زندگی اجتماعی نتیجۀ شکلهایی است که قراردادها به آن معنا بخشیدهاند. نظریات سوسور در حوزۀ علوم انسانی منجر به ارائه و تبیین نظریۀ ساختارگرایی شد؛ تا اینکه بنیان آن با رویکارآمدن رویکردهای پساساختارگرا فروریخت. رویکرد پساساختارگرا در دهۀ 1960 با طرح نظریات چند متفکر فرانسوی همچون دریدا، بارت، فوکو، لکان و کریستوا فضای فکری اروپا را درنوردید.
از دیدگاه پساساختارگرایانْ متن، بافتی متشکل از دالهایی است که در غیاب یا در کثرت بیانتهای مدلول سرگرداناند و با نظام تحمیلشده از طرف مؤلف در نبرد دائماند و به این ترتیب معنا در زایشی دائم گرفتار میشود که پایانی برای آن متصور نیست. به عبارت دیگر، پساساختارگرایی تفاوت را برجسته میکند تا هر گونه وحدت و انسجام معنا را بر هم زند. در این رویکرد، معنا همیشه ناتمام و آبستن تناقض است. کریستوا از نظریات روانکاو پساساختارگرای فرانسوی، ژاک لکان، تأثیراتی عمیق پذیرفته است. لکان که تحت تأثیر سوسور قرار داشت، با چرخشی در آرای او، اندیشههای وی را در مسیری انقلابی به جریان انداخت. نزد لکان دال بر مدلول اولویت دارد؛ زیرا دلالت صرفاً یک فرایند است؛ زنجیرهای بیپایان از دالها. آنچه دال به آن ارجاع میدهد، مدلول نیست ـزیرا مدلول همواره غایب استـ بلکه یک دال دیگر است. سوسور نشان داد که درون زبان ما ساختاری وجود دارد که بر آنچه میگوییم حاکم است؛ از نظر لکان آن ساختار همان ناخودآگاه است. زبان، ناخودآگاه را ایجاد میکند و قواعد زبان بر ناخودآگاه حاکم است.
در پایان دهۀ 1960 و اوایل 1970 نظریۀ زبانشناختی کریستوا بیش از پیش تحت تأثیر روانکاوی قرار گرفت؛ تأثیری که منجر به برداشت روانـزبانشناختی از «انقلاب در زبان شاعرانه» شد. کریستوا با ارائۀ برداشت خود از فرایند دلالتی، معنازایی[1]، تمایز لکانی میان نظم خیالی و نظم نمادین را به تمایز میان امر نشانهای[i][2] و امر نمادین[ii][3] تبدیل میکند. به هر تقدیر از حدود اواخر دهۀ 1960 و اوایل دهۀ 1970 روانکاوی و پدیدارشناسی بنیادهای تفسیر کلی از سوبژکتیویته و نظریۀ معنای او را شکل دادند. در حالی که روانکاوی بهطور قطع مهمترین زمینۀ بحثهای کریستوا شناخته میشود، متأسفانه تأثیر پدیدارشناسی بر اندیشههای وی نادیده گرفته شده است. تأثیری که بهخوبی در رسالۀ دکتری کریستوا، انقلاب در زبان شاعرانه، ظاهر میشود. در آن رساله، کریستوا برای توصیف و بیان عملکرد معنادهی درست، یا به عبارتی مواجهه با «امر نمادین» به پدیدارشناسی، اعتباری دوباره میبخشد. اگرچه کریستوا در ادامۀ کارش از پدیدارشناسی عبور میکند، با این حال پدیدارشناسی برای کریستوا بهعنوان «فرایند دلالتکردن» باقی میماند (Keltner, 2011: 20). کریستوا برای عمقبخشیدن به تفسیر معنا، یا به عبارت دیگر «فرایند نشانهای تولید معنا»، به پدیدارشناسی رجوع میکند و به این ترتیب تفسیر «امر نمادین» را از پدیدارشناسی هوسرل و «امر نشانهای» را از روانکاوی فروید به ارث میبرد.
در اینجا برای ورود به بحث، ابتدا به تفسیری از پدیدارشناسی و سپس روانکاوی پرداخته میشود و نقشهایی که پدیدارشناسی و روانکاوی در شکلگیری نظریۀ معنا ایفا میکنند، بررسی میشود. باید به این نکته توجه داشته کرد که کریستوا برخلاف نقد ایدئالیسم هوسرل، آن را بهعنوان زمینهای برای مطرحساختن ایدۀ «امر نشانهای» مورد توجه قرار میدهد. میتوان گفت گرچه وی تأثیرات بسزایی از روانکاوی و پدیدارشناسی در بسط نظریۀ خود میگیرد، درنهایت از هر دوی آنها عبور میکند.
بستن *نام و نام خانوادگی * پست الکترونیک * متن پیام |
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24