


درزمینه رابطه بین سرپرستی زنان و فقر اختلافنظر وجود دارد. بر اساس برخی تجربیات نه تنها رابطه منفی بین زن سرپرست خانوار و فقر وجود ندارد بلکه گاهی غنیتر از خانوارهایی هستند که مردان بهعنوان سرپرست هستند. اما بطور کلی زنان سرپرست خانوار درآمد متوسط پایینتر، دارایی کمتر و دسترسی کمتری به منابع تولید مثل زمین، سرمایه مالی و تکنولوژی از مردان دارند. بار جنسیتی، بار سرپرستی و بار خانواده سه موضوعی هستند که روزنهوس (1989) از آنها بهعنوان «بار سه گانه» روی زنان سرپرست خانوار یاد کرده است.
اندیشمندان نظریههای مختلفی در خصوص زنانسرپرست خانوار ارائه کردند که از آن جمله میتوان به نظریههای زیر اشاره کرد:
نظریه زنانه شدن فقر یا آسیبپذیری زنان سرپرستخانوار، که این نظریه فقر زنان را معادل فقر زنان سرپرست خانوار میشمارد و بر بیکاری و یا داشتن مشاغل حاشیهای، نیمهوقت، غیررسمی و کمدرآمد زنان سرپرست خانوار اشاره دارد.
نظریه ساختی – کارکردی، که اشاره به نقشابزاری مرد و نقش بی بدیل زن در خانواده برای حفظ وحدت خانوادگی و وجود تعادل در زندگی و نبود چنین تعادلی در خانوادههایی که زنان سرپرست خانواده هستند، دارد. نظریه ساختی کارکردی خانواده دارای زن سرپرست را فاقد کارکرد دانسته و آن را مؤید به وجود آمدن فقر و آسیبهای اجتماعی میداند.
نظریه طبقاتی و ناتوانی دولتها که صاحبان این نظریه معتقدند فقر و آسیبهای اجتماعی مقولهای طبقاتی است نه جنسیتی و تمام زنان یا تمام زنان سرپرست خانوار در معرض فقر و آسیبپذیری نیستند، بلکه آن گروهی که از نظر طبقاتی در ردههای پایین اجتماع قرار میگیرند بیشتر در معرض آسیب هستند و دلیل اصلی آن را به نظام اقتصادی نابرابر یعنی سرمایهداری نسبت میدهند.
نظریه ویژگیهای منزلتی (کنش متقابل)، که عنوان میکند که اطلاق لفظ آسیبپذیر به تمام زنان سرپرست خانوار صحیح نیست و ایده ویژگیهای منزلتی را برای توضیح اینکه چرا و چگونه ردهبندی دیگران بر اساس جنس موجب ایجاد انتظارات و کلیشههای جنسیتی میشود، بکار میبرند. در پژوهش حاضر با توجه به اینکه از هرکدام از نظریات وجهی از زنان سرپرست خانوار را بحث کردهاند، لذا در این پژوهش تمامی آنها مدنظر قرار گرفته است.
در کل خانوارهای زن سرپرست به سه گروه تقسیم میشوند:
گروه اول: خانوارهایی هستند که در آنها مرد به طور دائمی حضور ندارد که شامل زنانی است که به دلیل فوت همسر یا طلاق سرپرستی خانواده را بر عهدهدارند یا دخترانی که ازدواج نکردهاند و تنها زندگی میکنند.
گروه دوم: خانوارهایی را شامل میشود که مرد به طورموقت و به دلیل مهاجرت، مفقودالاثر بودن، متواری یا زندانی، سربازی بودن و ... غایب است و زنان مجبورند به تهیه معاش خود و احیاناً فرزندانشان بپردازند.
گروه سوم: خانوارهایی هستند که مرد در آنها حضور دارد، اما به دلیل بیکاری، ازکارافتادگی، اعتیاد و ... نقشی در امرارمعاش ندارد و درواقع زنان مسئولیت زندگی خود و احیاناً فرزندانشان را عهدهدار میشوند. البته بر مبنای تعریف سازمان بهزیستی، زنان سرپرست خانوار زنانی هستند که عهدهدار تأمین معاش مادی و معنوی خود و اعضای خانوار هستند. مطابق تعریف مرکز آمار ایران، زنان سرپرست خانوار به کسانی گفته میشود که بدون حضور منظم و یا حمایت یک مرد بزرگسال سرپرستی خانوار را بر عهده میگیرند و مسئولیت اداره اقتصادی خانواده، تصمیمگیریهای عمده و حیاتی با آنها است.
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24