


در فرهنگ کاری هر جامعه یا سازمان اصطلاح وجدان کاری مطرح میشود. وجدان شغلی عاملی است که باعث ایجاد نظم در کار و احساس انجام وظیفه در افراد میشود. این عامل در سازمانها به اصلاح رفتار و طرز برخورد با کارکنان منجر میشود. همچنین تمایل آنها به رعایت قوانین، مقررات و استانداردهای سازمان را افزایش میدهد.
وجدان شغلی، یکی از حوزههای وجدان انسان است که در سایه اخلاق کاری به وجود میآید و مرز بین درست و نادرست و صالح و ناصالح را معین میکند. وجدان شغلی چهار نوع است و هر کدام تعریفی جداگانه دارد که عبارت است از:
وجدان عمومی کار، همان تمایل عاطفی مثبت نسبت به رعایت حقوق دیگران در زمینه کار است، بنابراین، پیشنیاز وجدان عمومی، وجود نوعی دلبستگی و تعلقخاطر به کل جامعه است که این خود مستلزم انسجام اجتماعی و وفاق تعمیم یافته فعال است.
وجدان حرفهای، احساس مسئولیت و علاقه نسبت به حرفههای خاص و اجتماع حرفهای است، که میزان این وجدان تابعی از وجود اجتماعهای حرفهای و میزان زندگی آنهاست.
وجدان سازمانی، تطابق و همذاتپنداری با سازمان کار و وفاداری به ارزشها، انتظارات و اهداف آن است.
وجدان رابطهای گروهی، به معنای احساس مسئولیت کاری شخصی، در رابطه اجتماعی مستمر با اعضای گروه کاری است.
شبکه رابطه دوستی بر کیفیت کار، رضایت از شغل و وجدان فرد مؤثر است. هنگامی که در وجدان شغلی، صحبت از تمایل میشود یعنی اینکه شخص در انجام آن دارای اختیار بوده و امری فردی است. اما اینکه هر فرد چقدر پایبند به انجام این قوانین و استانداردها باشد عوامل متعددی دخالت دارند.
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24