


دیرینه شناسی چیست؟
بطور کلی چنانچه آمد، دیرینهشناسی شیوه تحلیل قواعد نهفته و نا آگاهانه تشکیل گفتمان در علوم انسانی است. هدف آن توصیف آرشیوی از احکام است که در یک عصر و جامعه رایجاند. آرشیو خود موجد مجموعه قواعدی است که اشکال بیان، حفظ و احیای احکام را مشخص میکنند. دیرینهشناسی نشان میدهد که چه مفاهیمی معتبر یا نا معتبر، جدی یا غیر جدی شناخته میشوند. هدف، کشف معنایی نهفته و یا حقیقی عمیق نیست، سخن ازمنشاء گفتمان و یافتن آن در ذهنی بنیانگذار نمیآید بلکه دیرینهشناسی در پی شرح شرایط وجود گفتمان و حوزه علمی کاربرد و انتشار آن است. دیرینه شناسی، با تکوین تداوم و تکامل نظام احکام سروکاری ندارد و نمیخواهد به اجزای پراکنده گفتمان وحدت ببخشد و یا با کشف خط مرکزی کلی و عامی تنوعات را تقلیل دهد، بلکه هدف آن صرفاً توصیف قلمرو وجود و عملکرد کردارهای گفتمانی و نهادهایی است که صورت بندی گفتمان بر روی آنها تشخص و قطعیت مییابد. هر گفتمان تاریخیت خاصی دارد از این نگاه گفتمانها در مسیر اجتناب ناپذیر قرار نمیگیرند بلکه اشکال و رشتههای مختلفی از توالی و پیوستگی در کار است. در دیرینه شناسی، سخن از گسستها، شکافها، خلاها و تفاوتهاست نه از تکامل و ترقی و توالی اجتناب ناپذیر.
پیدایش گفتمان علم
موضوع تحلیل دیرینه شناسانه، رویدادهای گفتمان است که بنیاد و بدنهای از معرفت را تشکیل میدهند. از درون چنین معرفتی ممکن است گفتمان علمی بیرون بیاید. بنابراین معارفی مستقل از علم وجود دارند اما به هر حال این معارف دارای رویههای گفتمانی خاصی هستند. علم تنها حوزه در دیرینهشناسی است که دارای شکل، موضوع تحلیل شکل بیان و مفاهیم خاص خود است و لیکن به هر حال در درون یک صورت بندی گفتمانی و یک حوزه معرفتی قرار دارد که پس از ظهور علم از میان نمیرود. پیدایش گفتمان علمی از درون یک صورتبندی گفتمانی تنها یکی از اشکال ممکن تشخص و قطعیتی است که ممکن است آن صورتبندی پیدا کند.
اشکال صورتبندی گفتمان
صورت بندی گفتمانی ممکن است در چهار شکل یا مرحله ظاهر شود: یکی شکل تشخص و عینیت یافتگی که در آن رویه گفتمان خاصی به موجب اعمال نظام واحدی برای تشکیل احکام تشخص مییابد. دوم، تشکیل معرفت شناختی که در آن دعاوی اعتبار و معیارهای تایید و اثبات به موجب مجموعهای از احکام تنظیم میگردد. سوم شکل علمی که در آن شکل معرفت شناختی با معیارهای شکلی و قوانین حاکم بر ایجاد قضایا منطبق و هماهنگ میشود. و چهارم صوری یا شکلی شدن که در آن گفتمان علمی اصول موضوعه ساختار قضایا یا قواعد تحولات خودش را تعریف میکند. در اینجا هیچ گونه حرکت تعاملی و تراکمی در کار نیست. به علاوه به نظر فوکو چون رویه های گفتمان خود مختار و مستقلاند، بنابراین بر طبق استدلال دیرینهشناسی قواعد حاکم بر گفتمان میباید عناصر درونی خود آن باشند، در نتیجه کردارهای غیر گفتمانی،اجتماعی سیاسی و نهادی و نقش آنها در تشکیل گفتمانها نادیده گرفته شدهاند.
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24