


با نگاهی به گاهنگاری نسبی پهندشت گرگان، استمرار تاریخی و فرهنگی سکونت انسان از دوره پارینه سنگی جدید تا به امروز قابل مشاهده است. نخستین شواهد استقرار انسانی در غار کیارام ـ واقع در جنوب گنبدقابوس ـ به دوره پارینه سنگی جدید برمیگردد. (ملک شهمیرزادی،1379: 25) تپههای باستانی تورنگ تپه، یاریم و شاه تپه معرف دوران پیش از تاریخ دشت گرگان هستند. (ملک شهمیرزادی، 1378: 375ـ373) در دوران تاریخی نیز نخستین بار نام گرگان ـ یکی از ایالات امپراطوری هخامنشیان ـ با عنوان وَرکانه در کتیبه بیستون اشاره شد. (شارپ، 1382: 53) در متون تاریخی این دوره نام گرگان به اشکال پارت، پارثه، هیرکانی، هرکانه، هیرکانیه، هیرکانیا آورده شده است.1 از نظر تقسیمات ایالتی، هیرکانیه در اوایل شاهنشاهی هخامنشی جزو سرزمین ماد به شمار میآمد. (دیاکونوف، 1380: 328) بعدها در دوران هخامنشی جزو متصرفات هخامنشیان شد. در دوره اشکانی، این ایالت از پارت (خراسان) جدا و استقلال یافت. بطوریکه بلاش اول رسماً استقلال آن را به رسمیت شناخت. (گوتشمیت، 1356: 196) در دوره ساسانی به جهت جلوگیری از هجوم اقوام وحشی هونها و ترکان، به ساخت دیوارهای دفاعی نظیر صول (دهستان) به دست پیروز (حک:459ـ484 م) و قباد ساسانی و دیوار دفاعی گرگان توسط خسرو انوشیروان(خسرو اول) اقدام شد.2
در دوران اسلامی مهمترین استقرار انسانی در دشت گرگان به شهر قدیم جرجان خلاصه میشود. این شهر در 3 کیلومتری جنوب غربی شهرستان کنونی گنبد قابوس قرار دارد. نخستین بار، جرجان در دوره خلافت عمر ـ خلیفه دوم ـ (حک:13ـ23) به دست سُوَید بن مُقرن در سال 18 ﻫ.ق با پرداخت دویست هزار درهم بدون خونریزی گشوده شد. (طبری، 1375: 1977) پس از وی یزید بن مهلب در سال 98 ﻫ.ق گرگان و ولایات تابعه را تسخیر و برای نخستین بار اقدام به ساخت بارو و حصاری بر گرداگرد شهر کرد و طرح احداث چهل مسجد را بنا نهاد. (سهمی، 1369: 49؛ ابنخردادبه، 1371: 59) علاوه براین بلاذری از دیواری آجری نام میبرد که حصار شهر در برابر حمله ترکان بوده است. ( بلاذری، 1337: 471ـ473) در باب بنیان نهادن شهر نویسنده تواریخ جرجان و طبرستان هریک بانی اصلی شهر را «جرجان بن لاود بن سام بن نوح» و «گرگین میلاد» معرفی کردهاند. (سهمی، 1369: 53؛ ابن اسفندیار،1366: 74) وسعت شهر در قرون میانی اسلامی مساحتی معادل چهار فرسنگ داشت و به عنوان مرکز ایالت، نشستنگاه مرزبانان طبرستان نیز به شمار میآمده است. (مرعشی، 1363: 40) جرجان در کنار ری به عنوان یکی از پایتختهای آلزیار محسوب میشد. در دوران حکمرانی امرای آل بویه نیز از شکوه و جلال خاصی برخوردار بود تا اینکه جنگهای پی در پی بین بوییان و سامانیان حیات شهر با خطرات جدی مواجه ساخت. (بارتولد،1372: 143) پیامد اصلی مناقشات سیاسی در قرن چهارم هجری، کاهش جمعیت شهر بر اثر وبا و جنگ بوده است. (مستوفی، 1362: 159) عصر سلجوقی نماد پویایی و شکوفایی اقتصادی به همراه توسعه فیزیکی بافت شهری قلمداد میشود. زیرا مساحت جرجان به حدود 1200 هکتار رسید. (کیانی، 1365: 231) با حمله وحشیانه مغولان در سال 618 ﻫ.ق و تخریب بخش اعظمی از فضاهای شهری، جمعیت شهر کاهش چشمگیری یافت و به تبع آن حیات اجتماعی شهر را به مخاطره انداخت و موجب افول تدریجی رونق اقتصادی گشت. علاوه بر متغیرهای سیاسی میتوان به تهدیدهای طبیعی چون قرارگیری در مسیر گسلهای فعال البرز و وقوع زلزلههای شدید در قرون میانی اشاره داشت. (ملویل و امبرسز، 1370: 150ـ154) این مهم منجر به متروک شدن شهر در دوره ایلخانی و مهاجرت جمعیت ساکن به حدود سه کیلومتری در کنار مقبره قابوس بن وشمگیر گردید. (مخلصی، 1385: 161) از دوره ایلخانی به بعد، شهر استرآباد که پیش از این یکی از شهرهای مهم ایالت جرجان به شمار میآمده، به مرکزیت ایالت جرجان تبدیل شد و به القاب دارالفتح، دارالملک و دارالمومنین مزین گشت. (اسکندربیک،1377: 106) در حوزه جغرافیای مرزهای سیاسی برخی از مورخین محلی و جغرافیدانان اسلامی، ایالت گرگان را جزو خراسان و عدهای نیز جزو طبرستان و قومس دانستهاند.3 در این میان برخی هم به توصیف ویژگیهای طبیعی، محصولات، فرهنگ و آداب و رسوم شهر اشاراتی داشتهاند.4 در توضیحات مربوط به بافت شهری جرجان میتوان به مقدسی ـ جغرافیدان قرن چهارم هجری ـ اشاره کرد. وی مینویسد:«گرگان نُه کوچه دارد، نخست کوي سليمان، سپس کوي قومسيان، سپس کوچه راه حيان، سپس کوي کنده، سپس کوي بادنجان، سپس کوي بارگاه پيش از آن کوي خراسان است. بکرآباد به آن چسبيده، ميان آن دو نهري و پلهائي است. شهر مانندي است آباد. مساجدي زيبا و پيران بزرگوار دارد. مساجدش را نقاشي کرده و ديوارها را دامن آراسته. شهر مثل فسا و بغداد دو بخش است و طبق معمول دکان و منبر را با هم دارد. کنار کاخ امير، ميداني است. گورستاني بزرگ [که در هيچ شهري به بزرگي آن ندیدیم] برابر شهر در پشت نهر هست که پل دارد. نهرهايش پل و سقف دارند. نهري ديگر نيز در دامنه دارند به نام طيفوري5 که از ديگري پاکيزهتر و گواراتر است. چاههاي شيرين نيز دارند». (مقدسی، 1361: 524) ابن حوقل نیز گرگان را اینگونه توصیف میکند. «گرگان بوسیله رودی پرآب بزرگ به دو بخش تقسیم شده است و پلی این دو بخش را به هم میپیوندد. سمت شرق گرگان و سمت غرب بَکرآباد است که از گرگان کوچکتر است و بیشتر ابریشمی که به عمل میآید از بکرآباد است». (ابن حوقل، 1366: 124)
همچنین در سفرنامههای عصر قاجار نیز موارد قابل تاملی وجود دارد که مشاهدات رابینو از آن دسته محسوب میشود. مسجد جامع گرگان (گرزین ) و محلات جماجو(جماجان)ـ نزدیک حصار نو ـ و شوش ـ نزدیک باب الطاق ـ و دروازه یهودیه از بخشهای مهمی است که وی بدان توجه داشته است. رابینو در بخشی از سفرنامه خود پیرامون شهر جرجان اینچنین مینویسد:«... ما به تماشای تپه بزرگی رفتیم که از آثار محل قدیم شهر گرگان است. در شمال غربی شهر، ارگ واقع و شامل یک قصر و بازار و حمام است. حمام مزبور هنوز در وضع نسبتا سالمی باقی مانده بود. ارگ مذکور بر ساحل شرقی نهرقرنگی تمام یا خرمارود واقع بود که شعبهای از گرگان رود است و بوسیله مجاری سنگی آب از گرگان و قرنگی امام به شهر میرفته است». (رابینو،1383: 144ـ142)
بستن *نام و نام خانوادگی * پست الکترونیک * متن پیام |
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24