


برخی سخن گفتن از مسائل معنوی و اخلاقی را، بحث غیر علمی می پندارند و بر این باورند که ورود در باب وجدان کاری و توصیه های اخلاقی تنها لایق مجامع وعظ و خطابه می باشد. چرا که در نظر آنان هر آنچه از جهت کمی قابل اندازه گیری نبوده و یا از امور کاربردی محسوب نشود، زیبنده اصطلاح "علم" نیست. بر اساس این اندیشه، بخش مهمی از مسائل عاطفی، تربیتی، رفتار سازمانی و... که غیر قابل اندازه گیری اند، مشمول تعریف علم نمی شود. مگر اینکه برای "علم" گستره بیشتری در نظر بگیریم.
ولی حتی با پذیرفتن این معیار برای علمی بودن می توان گفت: موارد یاد شده هم قابل تبدیل به مسایل کمی اند و هم کاربردی اند. بنابراین، می توان بحث وجدان کاری را که از مسایل روانی و اخلاقی به شمار می آید در جای مناسبی از مباحث علمی قرار داد. بدین جهت که با فراگیر شدن وجدان کاری بازده کار افزایش یافته و از هزینه های کنترل، نظارت، مواد اولیه و ضایعات کاسته می شود.
اکنون،به ارائه شاخص های وجدان کاری می پردازیم. دراین راستا، شناخت کافی از کار و هدف از انجام آن، امری ضروری به نظرمی آید. زیرا با وجود چنین شناختی، می توان ملاک و معیار مناسب و همگنی را ارائه داد.
به طورکلی می توان گفت: هدف از کار، در دیدگاه عقل و شریعت اسلامی، پیشرفت مادی و معنوی در جنبه های گوناگون فردی و اجتماعی است. در حقیقت، از سویی، فردبا کارکردن هم خود را ساخته و هم به امکانات مالی جدید دست می یازد و دیگران نیز از نتیجه کار او بهره مند می شوند. از سوی دیگر، آدمی با توجه به زیانهای فردی و اجتماعی ناشی از بیکاری به حکم عقل از آن پرهیز می کند.
درفرهنگ اسلامی نیز ازکاربه عنوان وظیفه یاد می شود. ازاین روی، در پرتو این عنوان ارزشی، دشواریهای کاری، برای آدمی جلوه ای نداشته و همه تلاش خود رابرای رسیدن به هدف موردنظر به کار می برد و در صورتی که دسترسی به هدف برای او میسر نشد، دچار سرخوردگی و بیهودگی نمی شود. زیرا به فرمایش امام راحل رحمه الله «ما مامور به وظیفه ایم، نه مامور به نتیجه ».
بنابراین، آدمی همواره با انجام کار، احساس کامیابی و خشنودی می کند، خواه به هدف برسد و یا نرسد. براین اساس، فردی که کار خود را درست و دقیق انجام دهد، وجدان خود را راضی و خرسند می یابد.
با ژرف نگری در مطالب یاد شده، می توان شاخص هایی را برای وجدان کاری ارائه داد. به بیان دیگر، می توان گفت: در اغلب مواردی که چنین شاخص هائی مشاهده شود، می توان، پی به وجود «وجدان کاری » برد.
اگر تلاش کارکنان در سازمان، در جهت برآوردن نیازهای فردی و اجتماعی انسانها باشد، افراد احساس می کنند که در پیشرفت جامعه می توانند نقش به سزایی ایفا کنند و از این رو، با جدیت و اشتیاق تمام به کار می پردازند.
هنگامی فرد می تواند فعالیتهای خویش را در جهت باورهایش شکل دهد که از انجام کار خویش لذت برده و برای کار دل بسوزاند.
انجام کار و تداوم آن، با وجود انگیزه های قوی درونی و روانی، احتیاج اندکی به کنترلهای خارجی دارد. زیرا فرد ناخودآگاه اقدام به خودکنترلی (selfcontrol) می کند.
افرادی که خداوند را ناظر بر اعمال خود می دانند، نه تنها خود را در برابر خدا که در برابر مردم نیز مسؤول می دانند; همه توان و امکانات خود را بسیج کرده تا به واسطه خدمتگزاری به مردم، جلب رضایت و خشنودی پروردگار کنند.
در فردی که فعالیت در محیط کار را، بخشی از زندگی شخصی خویش به شمار می آورد و فعالیت خود را با ساعت کاری محصور نکرده و فراتر از مقررات اداری تلاش می کند، می توان جلوه ای از وجدان کاری یافت.
وضع مقررات، غالبا برای بهتر انجام دادن کار است. در حالی که اگر پیشرفت کار در سازمان با حداقل مقررات و ضوابط میسر شود، حکایت از وجدان کاری در محیط کار می کند.
با وجود انگیزه ثابت روانی برای انجام بهتر کار، همواره افراد در صددند راه بهتری برای رسیدن به اهداف خویش ارائه دهند.
البته، می توان شاخص های دیگری از قبیل: حضور به موقع بر سر کار، کاهش غیبت، افزایش بازدهی و... که در محیط کار حکایت از وجدان کاری می کند، ارائه داد.
بر مدیران است تا در فعالیتهای زیردستان و واحدهای تحت پوشش خویش، به دقت نگریسته تا معلوم شود در چه بخشی از سازمان، این شاخص ها وجود دارند و تا چه اندازه رشد کرده اند و چگونه می توان درصدد تقویت آن واحد یا پرسنل برآمد.
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24