


مطالعات زباني به دليل تنوّع و گستره ي اين حوزه، از گذشته تاکنون با شاخه هاي زيادي از علوم در ارتباط بوده و اينک از مصاديق راستين علوم ميان رشته اي محسوب مي شوند. واژه ي Linguistics ( زبان شناسي ) که ظاهراً در پايان قرن هيجدهم ميلادي به هنگام طبقه بندي علوم مطرح شده است، در تمدّن اسلامي از « قرآن » و در تمدّن غربي از « فلسفه » نشأت گرفته است. گرچه معرّفي و گسترش علم زبان شناسي نوين در مغرب زمين به کمتر از قرن گذشته بازمي گردد، ولي پيشينه ي بسياري از باورهاي اساسي اين علم و همچنين بررسيهاي متنوّع و عالمانه ي زبان شناختي را مي توان در آثار و مطالعات دانشمندان دوره ي اسلامي نيز جست و جو کرد که در تکوين بخشي از نظريات معاصر زبان شناختي مورد نظر بوده اند.
با ظهور اسلام در مشرق زمين و بسط تعاليم عاليه ي قرآن و نيز تشويق و ترغيب مسلمانان به کسب علم که لزوم فراگيري و تسلّط به زبان عربي را ايجاب نمود، دوره ي درخشاني رقم مي خورَد که به دوره ي اسلامي شهرت دارد. با نزول قرآن کريم، پژوهش در خصوص زبان عربي و شاخه هاي گوناگون آن، با انگيزه ي شناسايي و درک بيشتر کلام وحي آغاز شد و سطوح مختلف زباني مورد توجّه و کنکاش قرار گرفت و مقولات متنوّع آوايي، نحوي، معنايي و واژگاني به طور دقيق و علمي بررسي شدند. مطالعه ي مباحث زبان شناختي براي دانشمندان مسلمان از آن جهت حائز اهمّيت بود که اين مباحث در حيطه ي علوم اسلامي جاي داشتند و طبعاً تلاش براي تحصيل و تدريس آنها در راه خدمت به اسلام و درک صحيح قرآن يک فريضه محسوب مي شد.
از سوي ديگر، مکرّراً در قرآن کريم و اخبار و روايات منسوب به پيامبر (ص) و ديگر بزرگان، به تفقّه در دين امر شده است. براي فقيه مسلمان، تسلّط بر علوم زيادي از باب مقدّمه- به عنوان دانش پيش نياز- ضرورت مضاعف دارد که علوم زباني چون صرف، نحو، معاني، بيان و... از آن جمله اند. اين موضوع خود بيانگر ارتباط تنگاتنگ علوم اسلامي و مطالعات زبان شناختي است و انگيزه دانشمندان مسلمان را از مطالعات زباني به خوبي نمايان مي سازد.
پس از رحلت پيامبر گرامي اسلام، مسلمانان، بر آن شدند تا در دفاع از صدق قرآن و انعکاس عظمت اعجاز و بلاغت آن، آثار مکتوبي عرضه کنند. هرچند که علم بلاغت مدّتها در بين ايرانيان، يونانيان و هنديان وجود داشته است، ولي تلاش مجدّانه ي دانشمندان ايراني- اسلامي براي اثبات اعجاز قرآن و ردّ ايراد مخالفين، موجبات رشد و شکوفايي اين علم را در زبان عربي فراهم ساخت.
اين در حالي است که در بطن قرآن نيز از لسان ( زبان ) و مشتقّات آن 25 بار به طور مکرّر سخن به ميان آمده است. بر اين اساس، مطالعات زبان شناسي اسلامي از دل قرآن نشأت گرفت و محوريت کلام وحي و اعتقادات اسلامي، اساس کار پژوهندگاني شد که از گوشه و کنار عالم اسلام به ويژه ايران زمين در تدوين فقه اللغه اسلامي، تتّبعات قابل توجّهي به ثمر رساندند که حتّي امروز نيز در بسياري از موارد قابل تطبيق با مسائل زبان شناختي معاصر مي باشد. روبينز در تاريخ مختصر زبان شناسي معترف است که پيشرفتهاي مسلمانان در بعضي از شاخه هاي زبان شناسي به لحاظ دقّت و دسترسي در امر توصيف به مراتب بيشتر از آن بود که نصيب يونانيان و روميان شد. آري ايرانيان در فراگيري زبان عربي، که زبان دينشان بود نه زبان مادريشان، به جايي رسيدند که در تلفّظ، سرمشق ساير مسلمانان، اعمّ از عرب و غير عرب شدند و نيز کتابهاي زيادي در لغت، دستور زبان و بلاغت به رشته ي تحرير درآوردند. در تأييد اين ادّعا همين بس که از جمع قرّاء سبعه، سه نفر ايراني بودند و علي بن حمزه ي کسايي، رياست قاريان قرآن در کوفه را برعهده داشت. در اين دوران آموزش زبان عربي در عالم اسلام، همان پايگاهي را پيدا کرد که آموزش زبان لاتين در امپراتوري رُم به دست آورده بود. وجود قرآن سبب گرديد تا اين زبان فصيح به اوج شکوه و کمال برسد، تا آنجا که با شگفتي، زبان عربي فصيح تاکنون برخلاف طبيعت زبانها که در خلال زمان تغييرات زيادي مي پذيرند، کمتر دچار تطوّر گرديده است و البتّه مهم ترين دليلش را هم بايد در پيوند هزار و چهارصد ساله ي اين زبان با قرآن دانست؛ چرا که شايد اگر قرآن نمي بود، زبان فصيح عربي نيز از بين رفته بود و مانند زبانهاي لاتين و سانسکريت به يک زبان مرده و باستاني تبديل مي شد.
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24