


پیرو از دست دادن اشلسویگ به آلمان، شمار زیادی از آلمانیزبانان به ناحیه نقل مکان کردند و تعداد آنها از سخنوران دانمارکی بیشتر شد. از دست رفتن این منطقه منجر به دورانی از ملیگرایی شدید دانمارکی شد، که منطبق با دوران طلایی دانمارکی شد. نویسندگانی مانند ان. اف. اس. گروندتویگ بر نقش زبان دانمارکی در حفظ هویت دانمارکی تأکید داشتند. برخی از نویسندگان شناختهشده و محبوب این دوره شامل فیلسوف اگزیستانسیالیست، سورن کییرکگور و نویسده متل هانس کریستیان آندرسن هستند. تأثیر الگوهای ادبی مشهور، همراه با گسترش سامانه آموزشی، باعث تقویت زبان دانمارکی شد و همچنین یک دوره یکسانسازی را آغاز کرد. گویش معیار کپنهاگ جایگزین گویشهای محلی شد. پس از همهپرسی ۱۹۲۰ اشلسویگ، شماری از دانمارکیها به عنوان اقلیت قومی در قلمروهای آلمان باقی ماندند. در سده نوزدهم میلادی، برخی از دانمارکیها مهاجرت کردند و جوامعی در قاره آمریکا، به ویژه در ایالات متحده آمریکا، کانادا و آرژانتین بنیانگذاری کردند و برخی همچنان امروزه به زبان دانمارکی سخن میگویند.
با استفاده از گویش دانمارکی معیار کپنهاگ به عنوان زبان ملی و در رسانه، گویشهای سنتی زیر فشار رفتند. در سده بیستم میلادی، تمامی گویشها از میان رفتهاند و زبان ملی در سراسر دانمارک گسترش یافتهاست.[۲۶] تلفظهای منطقهای زبان معیار، یا regionssprog، به معنای «زبان محلی» همچنان وجود دارند. امروزه، لهجههای گوناگون دانمارکی، کپنهاگی بالا که معمولاً توسط افراد سن بالا و تحصیلکرده در پایتخت و کپنهاگی پایینی که در اصل توسط طبقه کارگر بدان سخن گفته میشد اما امروزه توسط نسل جوان برای پرستیژ آن را به کار میبرند، است.[۲۷][۲۸] همچنین در سده بیست و یکم میلادی مهاجرت اثرات زبانی برروی دانمارکی گذاشتهاست که منجر به یک گویش به نام دانمارکی مهاجران (دانمارکی: Perkerdansk) شدهاست و عناصری از زبانهای مهاجران مانند عربی، ترکی استانبولی و کردی را در خود دارد.پس از اشغال دانمارک توسط آلمان در جنگ جهانی دوم، با انجام اصلاحات املای دانمارکی در سال ۱۹۴۸، قانون دستور زبانی که از آلمانی گرفته شده بود حذف شد و حرف Å/å به زبان معرفی شد. سه نویسنده دانمارکی در سده بیستم برنده جایزه نوبل ادبیات شدند: کارل آدولف گیلروپ و هنریک پونتوپیدان (دریافتکنندگان مشترک در ۱۹۱۷) و یوهانس ویلهلم ینسن (سال ۱۹۴۴).
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24