


معمولا در جامعه کسی که مدرک تحصیلی مقاطع کارشناسی ارشد یا دکترای گرایش های گوناگون رشته زبان شناسی را دارد زبان شناس می دانند و رشته تحصیلی آنها را زبان شناسی گویند. این تعریف، خروجی مرسوم سنت های رایج تقلیل گرایی است که با حداکثر توان زبان حداقلی را ترویج می کند. زبان شناسی به عنوان رشته ای کوچک از گروه رشته های علوم انسانی و زبان شناس هم کسی است که دارای یک تخصص از رشته های تخصصی زبان شناسی است. در اندیشه تقلیل گرا، زبان در بالاترین سطح عملکردی، ابزاری برای بیان اندیشه است. لذا زبان شناسی و زبان شناس بر همین اساس قابل تعریف است.
در دستور زبان پدیدارشناسی ساحت زبان شناسی و مقام زبان شناس با آنچه که مورد نظر تقلیل گرایان است کاملا متفاوت است. این مهم ناشی از تغییر کارکرد زبان از حداقلی به حداکثری است. دیگر از زبان ابزارگرایانه خبری نیست چون زبان حداکثری مبنای اندیشه ورزی است. بر همین اساس جایگاه اجتماعی زبان شناس ارتقای اساسی می یابد. زبان شناسان در دنیای منفعل زبان حداقلی، جایگاه تعیین کننده نسبت به سایر علوم و فناوری ها ندارند ولی در کارکرد حداکثری زبان، شان مبنایی در سازماندهی علم و فناوری دارند. در دستور زبان پدیدارشناسی، رشته های مرتبط با زبان و سازه های زبانی همگی زبان شناسی اند. در هر رشته ای که مقاله، کتاب و پایان نامه نگارش شود همگی در حیطه زبان شناسی و همه نگارندگان، زبان شناس اند. زبان شناسی شامل کار با واژگان، جمله ها و متن ها به عنوان مبنای اندیشه و زبانشناس کسی است که زبان را به عنوان مبنای اندیشه بکار می گیرد.
قدما انسان را حیوان ناطق می نامیدند. زبان در این تعریف از انسان به عنوان داشته ای قطعی و فراگیر بکار رفته است به گونه ای که می توان از آن به عنوان اساس و مبنای انسان بودن یاد کرد.
بستن *نام و نام خانوادگی * پست الکترونیک * متن پیام |
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24