


خانواده به عنوان یکی از مهمترین متغیرهای پدیده روسپیگری است. نابسامانی این نهاد اجتماعی از عوامل گرایش به روسپیگری زنان و عیاشی در مردان است همچنین روسپیگری از عوامل تخریب و فروپاشی بنیان خانوادهها خصوصاً خانوادههای مستعد بزه روسپیگری و عیاشی میباشد. خانواده نهادی است که باید براساس مهندسی صحیح بنا نهاده شود. آرامش، تربیت صحیح فرزندان و نزاکت اعضا از نتایج خانواده مطلوب میباشد.
مهمترین نکتهای که در آسیبشناسی خانواده باید مورد توجه قرار گیرد، عبارت از نگرش اخلاقی به خانواده داشتن و عدم نگرش فقهی و حقوقی است؛ چرا که دنیای فقه و حقوق دنیای مطالبه حق و ادای تکلیف در روابط متقابل، حاکمیت قوانین و قواعد غیرمنعطف یا با انعطافی اندک و در حد ضرورت میباشد. ولی برعکس، دنیای اخلاق دنیای عشق، صمیمیت، صفا و روابط فراقانونی به همراه ایثار، گذشت و زندگی با شور و شوق و در یک کلمه مدینه فاضله و بهشت برین است.
ضمانت اجرای قواعد اخلاقی نیز با قوانین فقهی و حقوقی تفاوت فاحشی دارد؛ در مقابل هر قانون و قاعده الزامآور حقوقی یا فقهی یک تضمین محسوس و تنبیه وجود دارد، چه اینکه اگر ضمانت اجرا را از آن برداریم دیگر اطلاق قانون و قاعده حقوقی بر آن عبث است، ولی ضمانت اجرای قواعد اخلاقی به طور باور نکردنی حتی فرسنگها با همزاد خود در دنیای حقوق فاصله دارد. ضمانت اجرای یک قاعده اخلاقی با اعتقادات و شخصیت فردی که بدان پایبند است گره خورده است. چون نگرش دین و مذهب به نهاد خانواده بر اساس عشق و اخلاق است و ضمانت اجرای آن نیز دین باوری و خدا محوری اعضای خانواده میباشد. لذا این نهاد اجتماعی شدیداً از اخلاق متأثر و بدان وابسته است و آمیختگی وصف ناپذیری با آن دارد.
یکی از نویسندگان علم حقوق در این راستا مینویسد: «حقوق به دشواری به درون این مأمن طبیعی راه مییابد، زیرا وسیلة تضمین قواعد خود را ندارد. آنچه در آن میگذرد، از خصوصیترین و عاطفیترین چهرههای زندگی است، نه شاهدی برای رفتار ناهنجار میتوان آورد نه ضابطه دقیقی برای ارزیابی سلوک همسران بدست داد. همه چیز نسبی و عرضی و تابع شرائط مادی و معنوی زندگی خاص هر خانواده است و حقوق نمیتواند در چنین محیطی به طور شایسته تصمیم بگیرد. پس، ناچار به وضع قواعدی مبهم و مجرد، مانند لزوم همکاری زن و شوهر و رفتار عادلانه با همسران را بیان میکند و تعیین مصداقهای همکاری و عدالت را به عرف وا خلاق وامیگذارد».
از آنجایی که از دیدگاه اسلامی یکی از والاترین تبلورهای اخلاق بشری، ایثار، فداکاری و جهاد در راه حفظ شرف و دیانت است، لذا از مردی که برای خانواده خود تلاش میکند به عنوان مجاهد یاد میشود. همانطور که امام جعفر صادق (ع) میفرمایند: «الکاد علی عیاله کالمجاهد فی سبیلالله»، شخصی که در راه تأمین مخارج عیال و خانوادهاش تلاش کند، مانند مجاهد در راه خداست. همچنین امام موسی کاظم(ع) میفرمایند: «جهاد المرأة حسن التبعّل»، جهاد زن به خوب شوهر داری کردن وی است از این قسم روایات به وفور در کتب روایی موجود میباشد.
البته نقش فقه و حقوق در تنظیم امور خانواده و اساس آن انکار ناپذیر است، زیرا افرادی هستند که تنها منطق زور را میشناسند که در این گونه موارد تنها حقوق است که میتواند حداقلی از نظم و عدالت را مستقر نماید، ولی این بدان معنا نیست که آخرین و ناقصترین ابزار جایگزین روند اصلی نظام خانوادگی گردد و بدان دلخوش بود.
«ساترلند» مینویسد: شرائط ذیل در خانواده موجب ارتکاب بزه فرزندان میشود:
1)ـ بزهکاری سایر افراد خانواده یا فساد اخلاقی و الکلی بودن سایرین؛
2)ـ فقدان والدین در اثر فوت، طلاق یا ترک یکدیگر؛
3)ـ عدم کنترل فرزندان در اثر غفلت والدین یا علل دیگر؛
4)ـ ناسازگاری در منزل نظیر تحکم به وسیله یکی از اعضا خانواده، حمایت زیاد از بعضی فرزندان، سختگیری بیش از حد معمول، حسادت بعضی از افراد نسبت به دیگران، شلوغی وضع خانواده، دخالت بستگان و ....؛
5)ـ اختلافات نژادی، مذهبی، نامساعد بودن محل سکونت و محل کار؛
6)ـ فشارهای اقتصادی نظیر بیکاری، درآمدهای غیرکافی و کارکردن مادران در خارج از منزل.
«برت» یکی دیگر از دانشمندان در زمینه عدم رعایت «قیود خانوادگی» مینویسد: «این عامل جزو مهمترین عوامل بزهکاری محسوب میشود. تأثیر و نسبت این عامل در افراد بزهکار چندین برابر افراد غیر بزهکار است. این نسبت تا حدودی معلول نفوذ والدین و نوع نظامی است که در خانواده اعمال میشود. اهمیت آن از نظر نوع و میزان ارتکاب بزه بیش از فقر در خانواده است... بیتفاوتی، بیتوجهی به نظم خانواده، عدم رعایت نظم در خانواده (به لحاظ غیبت والدین یا سرپرست اطفال یا اشتغال والدین به کار)، سختگیری زیاد، نظم شدید و عدم توافق والدین جهت مراقبت از اطفال، ممکن است با عواقب ناگواری همراه باشد». بنابراین خانواده سالم به طور فوقالعادهای در کاهش گرایش به انواع جرائم از جمله روسپیگری مؤثر است، زیرا این نهاد هنجارهای دینی و عرفی جامعه را در جان فرزندان نهادینه مینماید. در انتهای بحث به نتایج دو تحقیق در این زمینه انجام شده است، توجه فرمائید:
الف)- در سال 1381 ضمن تحقیقی که از این زنان انجام شد، معلوم گردید؛ خانوادههای روسپی به نسبت خانوادههای زنان عادی، طلاق، مرگ و میر والدین، مهاجرت و مسائل قانونی را بیشتر تجربه کردهاند. در ضمن 5/43 درصد زنان روسپی در زمان زندگی با خانواده به میزان زیادی، کمبود مهر را احساس میکنند، لذا این زنان بیتابانه درپی کسب مهر و محبت میباشند و به صورت معناداری پدر و مادر بهویژه مادر خود را نامهربان میدانند و از تبعیض رفتاری آنان رنج میبرند.
ب)- در تحقیقی که از دو مرکز بازپروری سازمان بهزیستی در شهر تهران بین 650-230 نفر انجام شد، معلوم گردید:
1)- 56 درصد از این افراد بیسواد بوده یا تنها در حد خواندن و نوشتن سواد داشتهاند و میزان تحصیل 5/43 درصد کمتر از دیپلم و فقط 5 درصد بالاتر از دیپلم بودهاند.
2)- بیش از نیمی از این افراد مواد مخدر مصرف کردهاند.
3)- 43 درصد از این افراد حداقل یک بار اقدام به خودکشی نموده بودند و 65 درصد دو مرتبه یا بیشتر دست به خودکشی زده بودند. حدود نیمی از این افراد علت اصلی اقدام به خودکشی خود را مسائل منکراتی از قبیل حاملگی از طریق ارتباط جنسی نامشروع اعلام نمودند و حدود 13 درصد هم شکست در عشق و خیانت طرف مقابل را علت عمده خودکشی ذکر کردند و 42 درصد مسائل و مشکلات خانوادگی را علت خودکشی اعلام کردند.
4)- 60 درصد از این افراد یک یا چند بار از خانه پدر یا شوهر خود فرار کردهاند و 9/59 درصد فرار کنندگان را زنان و دختران عرب خوزستانی تشکیل میدهند. متجاوز از 40 درصد این افراد بیش از یک بار از خانه فرار کردهاند. 1/54 درصد علت فرار خود را مشکلات و اختلافات درون خانواده (حتی تجاوز پدر) همچنین حدود 40 درصد مسائل مربوط به منکرات و انحرافات اخلاقی و جنسی خود را عمدهترین علت فرار از خانه و 9/5 درصد اعتیاد به مواد مخدر عنوان کردهاند.
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24