به کارگیری کارکنان بر اساس علاقه و توانایی و معیارهای قابل اندازه گیری.
تلاش برای ارضای نیازهای کارکنان.
احتساب سختی، حساسیت و پیچیدگی کار در تنظیم حقوق و مزایا.
ارزیابی عملکرد کارکنان برای ایجاد امکان پیشرفت.
ارائه فرصت و امکان لازم برای ترفیع کارکنان، بر اساس معیارهای قبل از اندازه گیری.
تشویق و تنبیه کارکنان.
شرکت دادن کارکنان در تصمیم گیری های سازمانی.
تفویض اختیار و عدم تمرکز تا حد امکان.
تقسیم کار مطلوب کارکنان.
انتساب مدیران شایسته بر اساس تخصص، تجربه، وجدان کاری و علاقه به جای روابط و خصوصیات غیرمرتبط با کار.
اجرای برنامه های آموزشی بر اساس نیازهای شغلی و به منظور تعالی کارکنان برای ایجاد خرسندی از شغل.
راهکارهایی دیگر….
ساختار سازمان، بر اساس نوع وظیفه باشد تا افراد احساس مسئولیت کرده و با اختیار تفویض شده، به طور خودآگاه به انجام وظایف بپردازند.
ارتباط صمیمی با زیردستان؛ ارتباط خوب و مداوم مدیر با زیردستان، زمینه مناسبی را برای وجدان کاری فراهم می آورد؛ از این رو، ارتباط دوستانه مدیر نسبت به کارکنان، باعث وفاداری آنان به وی گردیده و در محیط کار، تعهد و مسئولیت پذیری را گسترش می دهد.
کاهش مقررات و ضوابط؛ مقررات و ضوابط، تا آنجا که تسهیل کننده و روشنگر روش اجرایی کار باشد، مفید است؛ اما هنگامی که درصدد قید و بند بستن به عملکرد افراد باشد و با سوء ظن به افراد نگاه کند، با طبیعت انسان سازگاری ندارد.
فضای فرهنگی؛ دعا و نیایش و بهره گیری از مفاهیم دینی در محیط سازمان، توجه مدیران و نظریه پردازان سازمان را به خود جلب کرده است.
مدیران و سرپرستان، خود در درک و رعایت ضوابط و مقررات الگو و نمونه باشند.
در سالم سازی و بهسازی محیط کاری و فراهم کردن زمینه رعایت مقررات و ایجاد عوامل بازدارنده از تخلف، نهایت سعی خود را بنمایند.
با ایجاد شبکه های ارتباطی مناسب، از طریق برقراری سیستم صحیح ارتباطات، حیطه وظایف، استانداردها، انتظارات مدیریت و مفهوم مقررات مربوطه را به کارکنان آموزش داده، آن ها را توجیه نمایند.
واحد پرسنلی سازمان، برای تهیه و تنظیم آیین نامه های انضباطی سازمان، از متخصصین امور پرسنلی، جامعه شناسی و روانشناسی کمک بگیرد.
در انجام این امر، ویژگی های کارکنان، محیط و کار را در نظر گرفته، از استفاده نابجا و عجولانه از مدل های خارجی پرهیز نمایند.