

دستور زبان پدیدارشناسی مبحث دوم از دوره بنیادی است. سه مقوله دستور، زبان و پدیدارشناسی در مبحث دوم دوره بنیادی در قالب یک مقوله واحد مطرح است. بر این اساس، برای عبور از جزیی نگری تقلیل گرایانه، پدیدارشناسی نیازمند زبانی است که آن زبان خود به دستور احتیاج دارد. دستور زبان پدیدارشناسی از نظر معنای اصطلاحی به عنوان یک نام ترکیبی با معنای اجزای آن بطور جداگانه و بر اساس سنت ها و روش های تقلیل گرایی کاملا متفاوت است. مبنای پدیدارشناسی در این نظام فکری زبان است اما با کارکرد حداکثری در آشکارگی حقیقت وجودی پدیدارها. پدیدارشناسی در زبان و با زبان انجام می شود. دستور نیز قواعد پدیدارشناسی زبانی است. قواعدی که می تواند زبان را بزباند تا وجود پدیدار را آشکار کند. بنابر این همه زبان ها باید توانایی پدیدارشناسی را برای گویش وران خود داشته باشند ولی نه در کارکرد حداقلی بلکه با کارکرد حداکثری.
زبان با کارکرد حداکثری از طریق دستوری که در نظام فکری دستور زبان پدیدارشناسی وجود دارد با عبور از جزیی نگری مبتنی بر تقلیل گرایی و روش های مرسوم تقلیل گرایانه، افق درخشان جامعیت را در پدیدارشناسی پیش چشمان همگام مجسم می سازد.
برای قرارگیری زبان به عنوان مبنای پدیدارشناسی در مقیاس جهانی باید به جهانی های زبان اندیشید تا از داشته های جهانی و مشترک زبان ها استفاده کرد. مهمترین جهانی یا همگانی زبان، اجزای جمله و ترتیب واژگان در جمله است. بیش از نود و پنج درصد زبان ها دارای اجزای کنشگر یا فاعل، کنش یا فعل و کنشگیر یا مفعول است که با ترتیب های گوناگونی در جمله ایفای نقش می کنند.
دستور زبان پدیدارشناسی دارای مراحل زیر است:
عملگرپردازی،
جمله پردازی،
سازه پردازی،
سازه ماندهی،
پیرا سازه ماندهی،
فراسازه ماندهی،
وراسازه ماندهی،
تراسازه ماندهی،
پردازه گذاری،
اشاره گرگذاری،
نشانگرگذاری،
نماگرگذاری،
شناسه گذاری.
در دستور زبان پدیدارشناسی، جمله کوچک ترین سازه زبانی است که دارای سه عملگر کنشگر، کنش و کنشگیر است. در این نظام فکری، مبنای پدیدارشناسی از جمله پایه حاوی عملگرهای سه گانه اصلی آغاز می شود. عملگرهای سه گانه بصورت لایه ای و سلسله مراتبی، تجزیه و عملگرهای فرعی نه گانه، زیرفرعی ۱ بیست و هفت گانه و زیرفرعی ۲ هشتاد و یک گانه را در لایه پنجم تشکیل می دهد جایگشت پذیری غیرتکراری عملگرها در لایه پنجم و ضرب آنها در قالب ترکیب های سه تایی غیر تکراری، می تواند ۱۹۶۸۳ متغیر را برای پدیدارشناسی هر پدیده بوجود بیاورد.
سازه های زبانی در دستور زبان پدیدارشناسی شامل موارد زیر است:
جمله،
پاراگراف،
جزء،
مبحث،
قسمت،
گفتار،
فصل،
بخش،
متن،
ابرمتن.
سلسله مراتب سازه های زبانی به شرح زیر است:
هر سه جمله شامل یک پاراگراف،
هر سه پاراگراف شامل یک جزء،
هر سه جزء شامل یک مبحث،
هر سه مبحث شامل یک قسمت،
هر سه قسمت شامل یک گفتار،
هر سه گفتار شامل یک فصل،
هر سه فصل شامل یک بخش،
هر سه بخش شامل یک متن،
هر سه متن شامل یک ابرمتن.
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24