


در کتیبههای فارسی باستان هرگز نامی از اوستا برده نشدهاست. اما سنجش کتیبههای فارسی باستان و متنهای اوستایی حکایت از آن دارد که از نظر شکل و مضمون میان این دو متن باستانی تناظرها و یکسانی وجود دارد.
در هر یک از این دو پیکره ادبی، تناظرها، ریختارههای موروثی سنت ادبی روایی سینه به سینهاند که در کتیبههای فارسی باستان به صورت منثور، و با آزادی عمل بیشتر، و در متنهای اوستایی به صورت منظوم، و با ساختار و وزنی معین به کار رفتهاند و احتمال آنکه این یکسانیها و تناظرها تصادفی یا عاریتی یا حتی ناشی از جهانیهای اندیشه و زبان باشند، بسیار اندک است. به احتمال بسیار مصنفان این متنهای باستانی از مضمونها و ریختارههای یک سنت ادبی موروثی بهر جستهاند.
برای نمونه مضمون «مشروعیت پادشاهی» بیان میشود:
در خاور نزدیک شاهان مدعی اند که از جانب خدایان و به ویژه از ایزدی خاص به شاهی منصوب شدهاند و شاهی آنان بدین سبب از مشروعیت برخوردار است. همین مضمون در کتیبههای فارسی باستان به صورت رابطهای میان اهورهمزدا و شاه نامبرده در سنگ نوشته مشاهده میشود. در متنهای اوستایی، اقتدار و توانایی به ایزدان گوناگونی تعلق دارد. اما اقتدار ویژه از آنِ اهورامزدا است. در ریگ ودا نیز نظیر این مضمون دیده میشود.
بستن *نام و نام خانوادگی * پست الکترونیک * متن پیام |
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24