


عوامل بسیاری باعث افزایش فقر و کاهش برابری جنسیتی میشوند. نکته اساسی که در غالب بررسیها مورد تأکید قرار میگیرد این است که زنان به خاطر جنسیت خود بیشتر در معرض فقر قرار دارند. بعد از سال 1937 رهبران کسبوکار در سراسر جهان برابری جنسیتی را از طریق اصول توانمندسازی زنان پیگیری کردند .. وجودموانع و محدودیتها بر سر راه تغییر و تحول پایگاه اقتصادی و اجتماعی زنان متأثر از عوامل فرهنگی وحقوقی، هرگونه تلاشی را برای از بین بردن فقر آنان بامشکل مواجه ساخته است. براساس گزارشهای بانک جهانی، بیش از 66 درصد از فقرای جهان را زنان تشکیل میدهند؛ و این در حالی است که زنان در سراسر جهان، همواره بیش از دوسوم از بار کاری را بر دوش کشیده اما تنها ده درصد از کل درآمد جهانی و فقط یک درصد از ثروت جهان نصیب آنان شده است.سازمان ملل در گزارش سالیانه خود در سال 2018 هدف توسعه پایدار را اطمینان از زندگی سالم و ارتقای سلامت برای همه در همه سنین اعلام داشته که این موضوع بنا بر تجربه کشورهایی همچون جمهوری کره به توانمندی زنان بستگی دارد.
به اعتقاد فمینیستها مفهوم توانمندی، به دنبال دست کشیدن زنان و مردان از نقشهای سنتی خود، تغییر در روابط پدرسالاری و حذف آن از سیستم خانواده است که در نتیجه آن افراد برای از بین بردن موانع پیشرفت، فعالیتهایی انجام دهند و بر تعیین سرنوشت خود تسلط داشته باشند.
توانمندی و شایستگی از مهمترین عوامل کسب فرصتهای شغلی و مشارکت مؤثر در توسعه اقتصادی و اجتماعی و همچنین کار شایسته است. امروزه درکو بهکارگیری استراتژی توانمندسازی یک آرمان آشکاربرای ارتقا سلامت روان جوامع است و توانمندسازیفرایندی است که از طریق آن افراد کنترل بیشتری برتصمیمگیریها، شیوه زندگی و فعالیتهایی که بر نوع زندگی آنان مؤثراست، خواهند داشت. واژه توانمندسازی در فرهنگنامههای اجتماعی معادل توانمندی، تواناسازی و در فرهنگنامه سیاسی به معنای داشتن قدرت بکار رفته است.
توانمندسازی فرایند کسب و توسعه ظرفیتهای فرد با نگاهی به شرکت فعالانه در شکلدهی زندگی فردی و عوامل اقتصادی، اجتماعی و سیاسی است. در این میان توانمندسازی زنان سرپرست خانوار بهعنوان یک عامل مهم در جهت پیشرفت زنان، کاهش نابرابری وبهبود سبک زندگی است.
اجرای صحیح برنامههای توانمندسازی هم برای افراد و هم برای جامعه فواید بسیاری را در بردارد. بهعنوان نمونه اندونزی یک از کشورهای موفق در این زمینه بوده است که بر اساس آمارهای بانک جهانی برنامه توانمندسازی زنان سرپرست خانوار با هدف بهبود معیشت و رفاه زنان سرپرست خانوار، تسهیل دسترسی به منابع موجود، آگاهی از نقش مسئولیتها و وضعیت اجتماعی و همچنین حقوق اجتماعی و سیاسی آنها، تقویت مشارکت زنان در جنبههای مختلف زندگی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی و فرهنگی و افزایش کنترل زنان بر فرایند تصمیمگیری از سطح خانواده به سطح ملی از سال 2001 در 19 استان، 750 گروه و 475 روستا آغاز و تا سال 2012 ادامه داشت و در پایان معیشت و رفاه حدود 20000 زن و اعضای خانواده آنها که بالغبر 58000 نفر بوده است، بهبود یافت.
مطابق سرشماری سال 1390 در ایران خانوادههای زنسرپرست 6/2 درصد نسبت به سال 1385 افزایش داشتهاند. درحالحاضر بر اساس سرشماری انجام شده در سال 90، سرپرست 12 درصد خانوارهای ایرانی زن است که از این بین 82 درصد زنان سرپرست خانوار بیکارند و متوسط درآمد زنان سرپرست خانوار در سال، 9 میلیون و 900 هزار تومان است.
مطابق بند ت ماده 2 قانون برنامه ششم توسعه توانمندسازی زنان سرپرست خانوار و اشتغال ازجمله موضوعات اولویتدار و محوری هستند و دولت مکلف است سالانه زمینه اشتغال 82000 نفر از افراد تحت پوشش نهادهای حمایتی را فراهم کند. همچنین بر اساس بند ت ماده 80 دولت مکلف به تهیه و اجرای کامل طرح جامع توانمندسازی زنان سرپرست خانوار طبق قوانین و مصوبات شورای اجتماعی شده است. بنابراین در کشور ما نهتنها محرومیتزدایی ریشه تاریخی و فرهنگی دارد بلکه امروزه یک تکلیف قانونی نیز به حساب میآید که توسط سازمانهای حمایتی صورت میگیرد.
با توجه به اینکه زنان سرپرست خانوار بخش مهمی از شهروندان کشور را تشکیل میدهند و توانمندسازی زنان ازجمله مؤلفههای مهم در توسعه پایدار است، در راستای توانمندسازی شهروندان برای نیل به جامعهایی مطلوب توجه به این قشر نیز دارای اهمیت است. بدین منظور این تحقیق برآنست تا راههای توانمندسازی زنان سرپرست خانوار را شناسایی و اولویتبندی کرده تا مبنای خوبی برای برنامهریزی و سیاستگذاری در این حوزه باشد.
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24