


از نامش حدس مىزنيم که از بيهق برخاسته است. از احوال او مطلقاً هيچکس سخن نگفته و تنها کتابى که مىتواند خبرى از او به دست دهد، همانا تنها تأليفى است (المحاسن و المساوى) که از او بر جاى مانده است. فريدريش شوالى و ژريس، به بررسى اين اثر همت گماردهاند، اما نتايجى که به دست آمده، اندک است. ژريس مىکوشد لااقل محدوده زمانى زندگى او را تعيين کند تا بتواند در روند پيدايش و تحول آن نوعى ادبى که «شايست و نشايست» خوانده شده، جاى مناسبى براى کتاب المحاسن و المساوى پيدا کند. پيش از اين، بروکلمان نوشته بود که او به حلقه اديبان ابن معتز وابسته بوده است، اما در کتاب مذکور چيزى در تأييد اين سخن يافت نمىشود. در عوض در کتاب، دو نکته به تعيين زمان نگارش آن کمک کرده است: بيهقى يک بار در پايان داستانى که درباره انگشترى گرانبهایى نقل شده است، مىنويسد: آن انگشترى هماکنون در اختيار خلفيه مقتدر است. در جاى ديگر نيز مىنويسد: «اين دو بيت را نوشته بر کفِ اتاقى که ابن معتز در آن کشته شد - و به خط خود او - يافتيم». شايد همين روايت، بروکلمان را برآن داشته است که بيهقى را وابسته به حلقه اديبان ابن معتز بپندارد.
مذهب بیهقی
از فصلهاى نخستين کتاب، مذهب مؤلف نيز آشکار مىگردد. راست است که او بنا بر سنت عامه نويسندگان، از مناقب حضرت پيامبر(ص) آغاز کرده و به جانشينان وى، ابوبکر، عمر و عثمان نيز پرداخته است، اما اگر سهم عثمان از يک صفحه هم تجاوز نمىکند، در عوض، فصلهایى به فضايل امام على(ع) و امام حسن و امام حسین(ع) و بابهایى به «مَساوى» دشمنان ايشان و خاصه قاتلان امام حسین(ع) اختصاص داده است. بااينهمه، باب «محاسن کسانى که از اهانت به صحابه پيامبر(ص) خوددارى کردهاند»، نشان از آن دارد که او جانب اعتدال را فرونمىنهاده و شايد به آيين شیعیان زيديه بوده است.
آثار
آنچه نام بيهقى را ماندگار ساخته، البته کتاب المحاسن و المساوى اوست که در زمينه نوع ادبى «زشت و زيبا» يا «شايست و نشايست»، نخستين تأليف به شمار مىآيد. برخى از دانشمندان مانند اينو سترانزف، معتقدند که کتاب المحاسن، منسوب به عمر بن فرخان در حقيقت تقليدى از کتابهاى عهد ساسانى، معروف به شايست و نشايست بوده است. ژريس که اين نظر را رد کرده، ظاهراً راه صواب را برگزيده است، زيرا نسخهاى از اين نوع کتاب و با همين عنوان به زبان پهلوى در دست است که اساساً به آيينهاى دينى و مناسک و قوانين دين پرداخته و آن تقابل نيکى و بدى که مورد نظر نوشتههاى عربى است، در آن ديده نمىشود. از آن گذشته، عنوانِ شايست و نشايست، طى سده اخير به آن داده شده است و پيش از آن، کتاب را روايت مىخواندند که باز عنوانى ساختگى است.
بستن *نام و نام خانوادگی * پست الکترونیک * متن پیام |
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24