wspg.ir
دسته بندی
دایره معنایی واژه مانع
زبان مشکلات زندگی انسان معاصر
»
پیرامون مشکلات
»
۱۴۰۴/۳/۱۰ شنبه
(
0
)
(
0
)
دایره معنایی واژه مانع
مانع / mAne~ /
مترادف مانع: بازدارنده، جلوگیر، رادع، مخل، مزاحم، بند، سد، حاجز، حایل، عایق، محظور، محذوریت، مشکل، ایراد
برابر پارسی: بازدارنده، راهبند، گیر
معنی انگلیسی: hedge, roadblock, obstacle, hindrance, impediment, preventing, constraint, blockade, bar, hurdle, balk, check, drag, encumbrance, fetter, let, obstruction, restraint, restriction, rub, shackle, stumbling block, wall, hazard
نام گالری فیلم و نام ویدیو
جلد هجدهم
جلد هفدهم
جلد شانزدهم
جلد پانزدهم
سایت ساز و فروشگاه ساز یوتاب