wspg.ir
دسته بندی
دایره معنایی واژه ضعف
زبان مشکلات زندگی انسان معاصر
»
پیرامون مشکلات
»
۱۴۰۴/۳/۱۰ شنبه
(
0
)
(
0
)
دایره معنایی واژه ضعف
ضعف / za~f /
مترادف ضعف: بی بنیگی، بی حالی، بی زوری، بی قوتی، درماندگی، زبونی، سستی، غش، فتور، ناتوانی، نقاهت، وهن
متضاد ضعف: قدرت، قوت
برابر پارسی: سستی، زبون، ناتوانی، نزاری
معنی انگلیسی: defect, failure, faintness, feebleness, frailty, impairment, powerlessness, vulnerability, weakness, debility, faint, impoverishment, languor, poverty, double, swoon, fainting
نام گالری فیلم و نام ویدیو
جلد هجدهم
جلد هفدهم
جلد شانزدهم
جلد پانزدهم
سایت ساز و فروشگاه ساز یوتاب