wspg.ir
دسته بندی
دایره معنایی واژه حاد
زبان مشکلات زندگی انسان معاصر
»
پیرامون مشکلات
»
۱۴۰۴/۳/۱۰ شنبه
(
0
)
(
0
)
دایره معنایی واژه حاد
حاد / hAdd /
مترادف حاد: بحرانی، خطرناک، وخیم، شدید، تند، سخت، مهلک، بران، تیز، بغرنج، دشوار، شاق، غامض، مشکل، برا، قاطع
متضاد حاد: آسان، سهل، کند
برابر پارسی: تند وتیز، بران، خشن، گذرنده
معنی انگلیسی: exquisite, acute, sharp, pungent, hot, critical, consuming, crucial, desperate, dire, drastic, excruciating, incisive, intense, vehement, live
نام گالری فیلم و نام ویدیو
جلد هجدهم
جلد هفدهم
جلد شانزدهم
جلد پانزدهم
سایت ساز و فروشگاه ساز یوتاب