


جم به عنوان نخستین مرد نخستین میرنده نیز محسوب میشد از اینرو در آرای هندیها فرمانروای جهان مردهها شدهاست. در ورای روایتهای ایرانی به پندارهای برمیخوریم که همانندش در فرهنگ عامیانه مردمابتدایی نیز به چشم میخورد. نخستین مرد در آغاز برای جاودانگی و نامیرایی آفریده شده بود؛ ولی این افسانه ابتدایی تحولی دوجانبه پیدا کردهاست. در اوستا نیز دو تصور ناسازگار و ناهماهنگ از این شخصیت افسانهای میبینم. در این کتاب، جم، نخستین مرد نیست، بلکه اولین پادشاه جهان است. پدر او ویوهنتنخستین کسی است که افشره گیاه هوم را برای جهان مادی تهیه کرد و به پاداش، پسرش جم بدو ارزانی شد که شهریار و خوبرمه و خورشیددیدار لقب دارد. بنابر افسانه اصلی پادشاهی او که هزار سال انجامید زورگار بی مرگی یا بهشت این جهانی بود؛ ولی این روزگار شادکامی و خوشبختی صرف سرآمد.
برای چنین فرجام شوم و اندوهباری تنها یک توجیه میتوان یافت. جمشید به علت ارتکاب گناهی بزرگ خوشبختی خود و همه مردمها را تباه ساخت. افسانه جم آنچنانکه در یشت ۱۹، بندهای ۳۰–۳۴ آمدهاست، چنین است. فر شاهی مزدا آفریده به جم پیوست:
فر شاهی ۳ بار به صورت مرغی جمشید را ترک گفت، بار نخست ایزدمهر، بار دوم فریدون و بار سوم گشتاسب نریمان آن را گرفت و سیپیتوره که اهرمن (مینوی پلید) او را از پی جم فرستاده بود، جمشید را گرفته به دو نیم کرد و این چنین جم در پتیارگی بمرد. نکته جالبی از داستان جم در نخستین بخش فرگرد دوم وندیداد (۱–۱۹) به صورت شعری بس آشفته و مغشوش بازگو شدهاست. روایت وندیداد گزارشی از اوضاع و احوالی است که چندین بار در دوران ماقبل تاریخ رخ داده و سرانجام به مهاجرت دسته جمعی جمشید به فرمان اهوره مزدا با افزارهای جادویی سه بار زمین را که از بهر مردمها، جانورها و آتشهای مقدس تنگ شده بود، فراخ کرد.
در بخش دیگر روایت رستاخیز و آخرت به عهده جمشید واگذار شدهاست. اهوره مزدا در انجمنی از ایزدان و بهترین مردان، جم را از رسیدن زمستانی مرگبار که جهان آلوده استومند را نابود خواهد کرد آگاه میکند و او را فرمان میدهد و میآموزد که وَری بسازد (این ور که جایگاهش در گزارش قید نشده و نوعی پناهگاه دست نیافتنی است) و مایه و اَخیج جهان فرشگرد یعنی مردمان، جانوران، گیاهان و برگزیدهترین نمونه همه دامها و آتشهای سرخ را از آن جایگاه بازآورد. در این روایت ساکنان وَرِجَمکرد (پناهگاهی که به دستور جمشید ساخته شدهاست) از بی مرگی و سعادت مطلق برخوردارند و آنانند که پس از پایان زمستان پرگزند از نو جهان را پرخواهند کرد.
این افسانه که در زمانهای بعدی استنساخ شده و پر از تحریفها است و در سرتاسر ان وزن اصلی شعر اوستایی جز در مواردی نادر رعایت نشده و قدمتش از افسانه دیگر کمتر نیست. اندیشه ویرانی یکسره جهان به وسیله زمستانی سخت و وحشتناک در سرزمینهای شمالی به وجود آمد و از همین نواحی است که مهاجرتهای آریایی در ترکستان و سییری جنوبی که زمستانهای بس دراز دارند، آغاز شدهاست.
بستن *نام و نام خانوادگی * پست الکترونیک * متن پیام |
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24