


خط میخی در اواخر هزارۀ چهارم قبل از میلاد، بهصورت اندیشهنگاری و نقوش بوده و از آن زمان سومریان دورۀ اوروک (۳4۰۰ تا ۳1۰۰م) به بعد تحولاتی به وجود آمد و تدریجاً بهصورت علامت و سپس آهنگی درآمد و سایر ملتها از قبیل اکدیها، بابلیها، ایلامیها و آشوریها خط خود را از سومریها اقتباس کردند.
نهتنها کشورهای مجاور بلکه قبایل دوردست مانند: هیتیها، میتانیها (در شمال سوریه و آسیای صغیر) اورارتو و سایر ملتهای شرق باستان خط میخی را از آشوریها و بابلیها گرفته بلکه ایرانیان (مادها و پارسها) نیز این خط را از آشوریها یا ایلامیها یا (هر دو) اقتباس کردند و آن را از صورت نموداری و آهنگی به شکل الفبایی درآوردند.
از خط و زبان مادیها، چون هیچگونه کتیبهای پیدا نشده، اطلاعات دقیقی نداریم، اما همینقدر میدانیم که زبان مادی و پارسی چندان اختلافی با هم نداشتند زیرا هر دو قوم ایرانی و از یک نژاد بودهاند.
مادها و پارسها در اواخر هزارۀ سوم یا اوایل هزارۀ دوم قبل از میلاد حکومتی تشکیل دادند که در قرن هفتم قبل از میلاد فوقالعاده گسترش یافت.
بعضی از محققین (مخصوصاً اپر) معتقدند که خط میخی پارسی پس از سقوط آشوریان توسط مادها و پارسها، از خط آشوری اقتباس گردید و هریک از شکلها و علامتها ساده گردید تا آنجا که در قرن ششم قبل از میلاد، حروف کافی برای کلیۀ اصوات ابداع شد و خط میخی آشوری به خط الفبایی میخی پارسی تبدیل گردید.
درهرحال آنچه محقَّق است و کتیبههای ایلامی و بابلی کنار کتیبههای پارسی مؤید آن است، این است که خط میخی هنگامی که به دست ایرانیان افتاده، ذوق و سلیقه و ابتکار و واقعیت زمان ایجاب کرد تا بهمنظور سهولت در نوشتن، اصلاحات و جرح و تعدیلهایی در آن صورت پذیرد.
آنان اِعراب را جزء حروف آورده و خط را به صورت الفبایی درآوردند، به نحوی که در زمان پادشاهان هخامنشی بهطرز ساده و روانی در کتیبهها مورد استفاده قرار گرفت. درحالیکه در آن ایام در ایلام و بابل به همان صورت اولیه یعنی نموداری و هجایی استفاده میشد. باید اذعان داشت که خط میخی پارسی سادهترین نوع خط میخی بوده است.
تقلیل حروف میخی از ۸۰۰ حرف بابلی، ۷۰۰ حرف آشوری و حدود ۳۰۰ حرف ایلامی به ۴۲ حرف و علامت میخی پارسی و آسان نمودن کار نویسندگی، یکی از کارهای برجسته و از ابتکارات مهم ایرانیان باستان (مادها و پارسها) بوده است.
خط میخی پارسی مانند هیروگلیف مصری، از زیباترین خطوط باستانی است که در کنار نقوش برجستۀ تخت جمشید، در سینۀ کوههای نقش رستم، بیستون، همدان و شوش و نیز روی الواح زر و سیم به شکل زیبا و منظمی جلوهگری میکنند. لازم به ذکر است که اداری و نوشتاری در زمان هخامنشیان آرامی بوده است.
داریوش بزرگ در قسمتی از کتیبۀ بیستون میگوید: «...به خواست اهورامزدا این است نبشته ای که من کردم افزون بر این به فرمان من به زبان آریایی، هم بر پوست و هم بر چرم نوشته شد پیکرۀ خودم را نیز ساختم و همراه تبارنامه در اینجا آوردم اینها در پیش من نوشته و خوانده شد و گواهی مهر شد آنگاه من این نوشته را به همهجا برای همه ساتراپها (نام حاکم ایالتهای قدیم) فرستادم تا به آگاهی مردم رسانند».
الفبای خط میخی پارسی ۴۲ علامت دارد و هر علامت از یک تا ۵ نقش دارد که به شکل میخهای افقی، عمودی و مایل است.
بستن *نام و نام خانوادگی * پست الکترونیک * متن پیام |
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24