


جرجان منطقه اي تاريخي بوده و مقام بزرگي در صفحات تاريخ ايران به ويژه در تاريخ دوره اسلامي داراست.
جرجان در قرن چهارم شهري بسيار بزرگ در چند فرسخ داراي کوي ها و مساجد و کاروان سراهاي بزرگ بود. کوي هاي محلاتي که در آن مردمان تلاش گر در زمينه هاي علم و صنعت و خدمات به فعاليت مشغول بوده اند. از جمله کوي فرس سليمان آباد و قسمت اعيان نشين عبدالواسع- محله مسجد دينار- قصاصين- ابي عمران بن هاني انصار- نخل- قومسيان- راه حيان- کوي کنده- خراسان- بارگاه- حجاج- بريد- محرز- موالي شجاع محتسب- حضرميين- اساکفه مرزبان و ديگر مساجد ...
دو قسمت شهر جرجان يعني شهرستان بکرآباد در دو طرف رودخانه قرار داشته و به وسيله پل هاي آجري بهم مربوط مي شدند. کانون هاي درس و علم برقرار بود. اين کانون ها در مجموعة مساجد شهر جرجان قابل شناسايي بودند. مساجدي از قبيل: مسجد شيخ ابي بکر اسماعيل- محارب- قريش حمراء يا مسجد ابن ابي رافع- بني اسد- عشيره يا مسجد بُرجو براه عطار- حضر مبين- بني سنان- افناء العرب يا مسجد بصريين- بني ذهل (مسجد جامه فروشان) مراد(مسجد سراجين)- نخله- قضاعه- بني تميم- عبدالقيس- زفر- جنائز
در اين مراکز علمي دانشمنداني مشغول تدريس و تحقيق و تاليف شده اند که امروزه در تاريخ و تمدن اسلامي جايگاه ويژه اي را احراز کرده و تاکنون در عداد مفاخر جوامع اسلامي بشمار مي روند. که در تاريخ جرجان حدود 1200 نفر از اين دانشمندان معرفي شده اند از جمله:
*در حديث: ابن نعيم عبدالملک بن محمد ابن عدي. ابي احمد عبداله بن عدي و امام ابوبکر احمد بن ابراهيم اسماعيلي.
*در فقه الحديث: ابوسعيد اسماعيل بن سعيد الشالنجي الکسايُ مولف کتاب البيان
*در فقه حنفي: امام کميل ابن جعفر
*در فقه شافعي: ابراهيم بن هاني- امام ابي سعيد اسماعيل بن احمد اسماعيلي
*در ادبيات: ابي القاسم يوسف بن عبدالله الزجاجي صاحب تاليفاتي در زبان و القاضي ابن الحسن علي بن عبدالعزيز مولف کتاب (الوساطه بين المتنبي و خصومه) و الامام عبدالقاهر بن عبدالرحمن مولف کتاب (دلائل الاعجاز) و (الاسرار البلاغه) که بنيان علم معاني و بيان را استوار کرد.
*در زهد و تقوي: کرزبن وبره الحارثي، و اسحاق بن حنبفه زبانزد عام و خاص گرديده اند.
*ابوحسين احمدبن الحسيني المؤيد بالله و برادرش يحيي الناطق در سال 380 از دودمان علويه
* ابن سينا در سال 392 در جرجان مشغول طبابت بود و خواهرزادة قابوس را معالجه کرد و در جرجان کتاب (رساله في الزاويه) را نوشت.
* ابوريحان بيروني کتاب الاثار الباقيه خود را در جرجان به نگارش درآورد.
* ابوشريف احمد بن علي مخلدي جرجاني شاعر اواخر قرن 4 و اوايل قرن 5 که اشعارش در لباب الباب- ترجمان البلاغه، چهار مقاله و لغت آمده است.
* منوچهر دامغاني در زمان قابوس در شعر و ادب شهرت يافت و تخلصش را از نام قابوس گرفته است:
عجب دلتنگ و غم خوارم ز حد بگذشت تيمارم
تو گويي در جگر دارم دو صد ياسنج جرجاني
* ابوالفضل احمد بن الحسين همداني مشهور به بديع الزمان در زمان وشمگير به جرجان آمد و به اسماعيليان پيوست.
* فخرالدين اسعد جرجاني: اثر ويس و رامين او معروف است.
* همينطور بايد نام برد از امامزاده يحيي ابن زيد که مقتل او شهر جرجان است و امروزه زيارتگاه عام و خاص مي باشد.
اگرچه جرجان به دنبال هجوم چنگيزيان و تيموريان بکلي ويران گرديد و بناهاي عالي و برج و باروهاي آن درهم نشست و به ماتم پايان ناپذير و طولاني فرو رفت ليکن ظهور دانشمندان صاحب نام در قرن چهارم هجري چون ستارگاني در آسمان علم و ادب مانع افول و فراموشي دائمي آن گرديده است. و اکنون در کنار شهر در خاک خفتة جرجان تنها ميل قابوس هزار سال است از لابلاي حوادث روزگار و بليه هاي ادوار مختلف سربلند و استوار پابرجا ايستاده است تا سمبل درخشش آن راست قامتان پهنة علم و هنر در خطة جرجان زمين باشد.
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24