


هیچ انگاری در میانههای قرن نوزدهم در روسیه، به عنوان مکتبی مطرح شد که با تمام اشکالزیباییشناسی، مخالف است و فقط از کاربردگرایی و خردگرایی علمی دفاع میکند. ایوان تورگینف در رمان مشهور پدران و پسران در سال ۱۸۶۲ این واژه را در توصیف شخصیت بازاروف به کار برد و کلمه نیهیلیسم را به شهرت عمومیرساند.
نیهیلیستها یک جنبش سیاسی با سازماندهی کم بودند که از سال ۱۸۶۰ در دوران حکومت الکساندر دوم تا انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ در صحنهٔ سیاست روسیه فعالیت داشتند. آنها اقتدار دولت، کلیسا و خانواده را به چالش کشیده و هوادار نظمی اجتماعی بودند که بر پایه خردگرایی و ماتریالیسم به عنوان تنها منبع شناخت، سامان یافته و آزادیهای فردی مهمترین هدف آن باشد. نیهیلیستها رفتهرفته به سوی خرابکاری و آشوب کشیده شده و در اواخر دهه ۱۸۷۰، تمام گروههای سیاسی که از ترور و ارعاب بهره میبردند نیهیلیست نامیده میشدند.
این تفکّر در نتیجهٔ ویرانیهای حاصل از دو جنگ جهانی اروپا رشد گستردهای کرد. امروزه یکی از مهمترین جریانهای نیهیلیسم، هیچ انگاری اگزیستانسیال است. هیچ انگاری اگزیستانسیال یک دکترینفلسفی است که زندگی را بدون معنا و هدف خارجی یا ارزشهای اخلاقی درونی میداند.هرچند بسیاری از اگزیستانسیالیستها خود را خارج از محدوده هیچ انگاری قرار میدهند.
نیهیلیسم بیانگر فرم خامی از پوزیتیویسم و ماتریالیسم است، انقلابی علیه نظم برپای اجتماعی و مخالفت با تمامی منابع قدرت ناشی از حکومت، کلیسا یا خانواده. پایه این تفکر هیچ چیز جز حقایق علمی نیست. از آنجا که آنها ماهیت دوگانه شامل جسم و روح برای انسان قائل نبودند مورد یورش های خشنی از سوی قدرت کلیسا قرار میگرفتند. از سویی به علت مورد پرسش قرار دادن حقالهی پادشاهان وارد دعوای مشابهی با قدرتهای سکولار شدند.
بستن *نام و نام خانوادگی * پست الکترونیک * متن پیام |
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24