


تأویل ازجمله مسائلی است که میتوان آن را از دغدغههای اساسی غزالی در دو دوران مهم زندگیاش دانست. تأکید بر قید دو دوران مهم زندگی غزالی از آنجهت است که مبنای فکری او در باب تأویل و شیوههای آن قبل و بعداز تحول روحیاش با هم متفاوت است. هدف غزالی در دورة نخست «بیشتر تعصب کلامی یا حتی سیاسی و وفاداری به خلیفه وقت و تنگ کردن جا برای باطنیان و تأویل گرایان بیحساب و کتاب بودهاست اما در دوران دوم به جهت تعدیل جوِ متعصبانه و باز کردن جایی برای امکان تأویل و فهم عمیقتر از متون مقدس بود» (رحیمیان، 1388، ص 26). در اغلب آثار غزالی چه آنها که مربوط به دورة نخست زندگی او هستند، نظیر قانونالتأویل و فیصلالتفرقه و القسطاسالمستقیم و چه آثاری که در دوران دوم زندگی فکری او تألیف شدهاند؛ نظیر احیاء علومالدین، المنقذ منالضلال و مشکوهالانوار مبحث تأویل، جایگاه قابلتوجهی دارد.
مفهوم تأویل را از دید غزالی میتوان در دو دورة تحول فکریاش در دو تعریف خلاصه کرد:
1. عبور روشمند از ظاهر متن بهمعنای مجازی لفظ و براساس قرینةعقلی، 2. عبور روشمند از ظاهر متن به باطن و روح معنای لفظ در عین حفظظاهر و براساس قرینة قعی اعم از عقلی، نقلی و کشفی (همان).
مفهوم نخست تأویل بیشتر بر مبنای عقلی و فلسفی استوار است اما مفهوم دوم، مبنایی عرفانی و معرفتشناختی دارد که زمینة اصلی در تأویلات صوفیه و عرفاست. غزالی در دورة نخست مبنای
نظریهاش را در تأویل بر اساس پنج نوع وجود قرار دادهاست (غزالی، 1414ق / صص79-81):
1. وجود ذاتی: که عین، خارج و منشأ ادراک و انتقال صورت است از خارج به ذهن مانند حقیقت خورشید یا حقیقت مرگ؛
2. وجود حسی: که تمثل وجود ذاتی در قوة باصره و ذهن است به شرط حضور و همزمانی بین بیننده و دیدهشده مانند تمثل حقیقت مرگ بهصورت قوچ؛
3. وجود خیالی: که تمثلی مانند تمثل حسی است اما هنگام غیبت و عدم همزمانی محسوس با حس؛ مانند رؤیت واقعیتی که در زمانهای گذشته روی دادهاست؛
4. وجود عقلی: که درکِ روح، معنای چیزی در ساحتِ عقل بهنحو کلی و بدون صورت است مانند روح معنای «ید» که قدرت است؛
5. وجود تشبیهی: که وجود چیزی مغایر با چیز دیگر است اما مشابه با آن درجهتی از جهات مانند انتساب غضب یا شوق به خداوند به واسطه تشابه آثار مترتب بر غضب و شوق (رحیمیان، 1388، صص27-28).
غزالی در دورة دوم که به «تصوف» متمایل شد و دغدغة او از رجوع از ظاهر هر متنی به باطن آن بود، مبنای جهانشناختیاش را تمایز بین دو جهان غیب و شهادت و توازی این دو عالم میدانست (غزالی، 1363، صص 18-19) شیوة تأویل غزالی در دورةدوم شبیه شیوة عرفا در تأویل متون و امور عالم امکان است.
در دورة نخست، دو مبنای معناشناختیغزالی برای فهم و استنباط از الفاظ عبارتند از: 1. قاعدة تجرید، 2. قاعدة تدریج (رحیمیان، 1388، صص 29-30).
براساس قاعدة نخست میتوان از هر لفظی با پیراستن معنای آن از خصوصیات جزئی، معنایی وسیعتر و تجریدی بهدست آورد بهنحوی که از معنایِحسی به معنایِخیالی منتقل شد و از آن به معنایی عقلی و کلی رسید. در این سیر، معنایلفظ از جزئیت به کلیت و از محدودیت به عموم و شمول سیر میکند و فهم خوانندة متن نیز میتواند در این راستا پیش رود (غزالی، فیصل التفرقه، صص84-85). بنا بر قاعدةدوم در تنگنای حملِ لفظ بر معنای ظاهری آن و در صورت امتناع آن میبایست درجات مراتب وجودات لحاظ شود. تا بتوان لفظ را بر معنای خیالی حمل کرد، نباید به سراغ معنای عقلی رفت.
همچنین در صورت امکان حمل بر معنای عقلی، نباید وجود تشبیهی را بهعنوان مرجع معنایی لفظ در نظر گرفت.
در دورة دوم اولاً پای نظریه تعدد معانی بهعنوان اساس نظریة تأویل به میان میآید. چون
لازمة نظریةغزالی در این دوره امکان واجد بودن لفظ نسبت به دو یا چند معنا البته در طول هم است. طولی بودن این رابطه بهمعنای شایستهتر بودن حمل لفظ بر برخی معانی نسبت به معانی دیگر نیز هست.
ثانیاً نظریة وضعِلفظ برای روح معانی براساس موازات بین دو عالم مطرح است، او میگوید:
«کسی که نظر به حقایق الفاظ کند، معانی را اصل قرار میدهد و الفاظ را فرع و اگر ما به معانی
محسوس آن عادت کردهایم، این به وضع ثانوی و همراه با انتقال از وضع اولی است» (غزالی، سال: صص6-7).
غزالی برای تأویل و رجوع از معنای ظاهر متن بهمعنای باطنی آن، قوانینی وضع میکند که
عبارتند از:
1. لزوم قیام برهان بر محالبودن حملِ بر ظاهر (غزالی، فیصلالتفرقه، صص85-86)، یا حکم قطعی به بطلان ظاهر متن (غزالی، المستظهری، 1404، 56). این قانون، فرایند تأویل متن را محدود میکند یا بهعبارتیدیگر تنها متنی را قابل تأویل میداند که هرگز نتوان معنا را تنها در سطح ظاهر آن فهمید یا اینکه محدود کردن فهم متن به سطح ظاهر، موجب کج فهمی از معنا میشود.
2. تناسب لفظ با معنای مؤول از طریق مجاز، استعاره و غیره (همان) این معیار، لزوم وجود قرینهای را در گذر از معنایظاهر به معنایباطن اجتنابناپذیر میداند و تفسیر به رأی و درنظر نگرفتن بافت زبانی و موقعیتی متن را موجب نادرست بودن تأویل تلقی میکند.
3. لزوم تدریج در مراحل حملِ بر مراتب وجودی و مجازگرائی بر اساس ترتیب وجودهای پنجگانه؛ بدینمعنا که تا میتوان لفظ را بر وجودِِحسی حمل نمود، نباید آن را بر وجود خیالی حمل کرد
(غزالی، فیصلالتفرقه، 85). قانون سوم، تأویلهای افراطی اسماعیلیه را رد میکند زیرا باطنیان اسماعیلی هم، آیات قرآن را لازمالتأویل میدانستند و حتی آیات محکم قرآن از جمله آیاتالاحکام را نیز که
بنا به فرمودة امیرالمومنین (ع) هرگز نباید بدون معنایظاهری آن به معنایثانوی حمل شود، تأویل
به باطن میکردند؛ این نوع تأویل را غزالی گمراه کننده میداند. وقتی امری در سطح ظاهری
و وجود حسی آن فهمیده میشود ولو اینکه عقل تنگنظران قادر به درک آن نباشد، نباید به تأویل برده شود.
اما قوانین تأویل در دورة دوم زندگی فکری غزالی تغییر میکند که برخی از این قوانین، قوانین دورة نخست را رد میکند. در این دوره، علاوهبر قانون دوم از قوانین فوق، قانونی دیگر مطرح میشود که عبارتاست از لزوم جمع ظاهر و باطن (رحیمیان،ص32). ابن قانون دیگر محدود به متون نیست که قابل حمل بر ظاهر معنای لغوی نبودهاند، بلکه تحتتأثیر عرفا و صوفیان برای آیات غیر متشابه نیز میتوان تأویلاتی قائل شد. تفاوت دیدگاه غزالی در این قانون با باطنیان در این است که غزالی در عین پذیرفتن ظاهر، به معنایباطنی روی میآورد در حالیکه باطنیان و اهل تفسیر برأی با ابطال ظاهر، حکم به باطن میکردند.
اقسام تأویل از دیدگاه غزالی در سه نوع خلاصه میشود:
1. تأویل واجب، که عدمتأویل آیةمتشابه یا متن به ابهام آن و گمراهی مردم منجر شود مثل آیه «یدالله فوق ایدیهم».
2. تأویل مذموم، که عبارتاست از تأویل ظنی که بدون وجود برهانِ قاطع بر رد ظاهر متن باشد و تأویل براساس تفسیر برأی (غزالی، احیاء علوم الدین، ج1، بی تا: صص178 -179).
3. تأویل مجاز: غزالی در کتاب الاقتصاد فی الاعتقاد نیز جایی که عقل چیزی را محال بشمارد، تأویل را واجب و مجاز دانسته است (غزالی، 1388، ص 199).
غزالی اهل تأویل را به اقسامی تقسیم میکند:
1. اهل تفریط: کسانی که تنها به نقل و ظاهر آن اصالت میدهند؛ اینان کسانی هستند که در محدودة حس متوقف شدهاند و به قول غزالی به عرصةجهالت فرود آمدهاند؛
2. اهل افراط: کسانی که تنها به عقل اصالت داده و نقل را رها کردهاند مثل معتزلیان و
باطنیان؛
3. متوسطان با گرایش به اصالت عقل: که به قول غزالی خطر رد احادیث صحیح، آنها را تهدید میکند؛
بستن *نام و نام خانوادگی * پست الکترونیک * متن پیام |
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24