


سید مهدی جلیلی
به گواه محققان، قرون چهارم و پنجم هجری، اوج درخشش فرهنگ و تمدن اسلامی در همهی حوزه های علمی است. دکتر شفیعی کدکنی، در «رستاخیز کلمات؛ درسگفتارهایی دربارهی دربارهی نظریهی ادبی صورتگرایان روس» به انگیزهی پرداختن به عبدالقاهر جرجانی، به عنوان منتقدی ادبی و نظریه پردازی که به فرم و ساختار توجه کرده، مینویسد: حدود قرون چهارم و پنجم هجری، در تمدن اسلامی، اوج شکفتگی و خلاقیت فکری و فرهنگی مسلمانان است. در این دو قرن، تقریباً نیمی از مجموعهی نوابغ تمدن اسلامی ظهور کرده اند و اغراق نخواهد بود اگر دوازده قرن دیگر را در یک طرف قرار دهیم و این دو قرن را در یک سوی دیگر؛ از محمد بن زکریای رازی در آغاز این عهد تا ابن سینا و بیرونی و خیام و معرّی و فردوسی و ناصر خسرو و غزالی و ابوالحسن عامری و مسکویه و ابو حیان توحیدی و ابوسلیمان منطقی و ده ها تن دیگر، در متن و پایان این دورهی تاریخی.
علل این شکفتگی هرچه باشد، مهمترین آن علل، بیهیچ گمان، آزادی عقیده در محیطهای فرهنگی بوده است، دلیلش ظهور رازیها و خیامها و معرّیها، بی آن که کسی مزاحم آنان شود. اگر آدام متز، نام کتاب خود را که دربارهی تاریخ تمدن و فرهنگ مسلمانان در قرن چهارم است، رنسانس اسلامی نهاده بی جا و دور از حقیقت نیست. استاد داوری اردکانی نیز، با اشاره به نقش انکار ناپذیر عقل در تاریخ سازی و توسعهی جوامع، عصر درخشان علوم در قرون چهارم و پنجم ایران را آزادی و قدرت عقل میداند و میگوید: «در تاریخ هر جا که عقل مجال وسیعتری داشته، سیاست و اخلاق بهتر بوده است. وقتی شما قرن چهارم و پنجم را بزرگ میبینید، بزرگیاش را در این میبینید که سیاستمدارانی کم و بیش عاقل وجود داشتهاند و نظمی موجه در کار بوده است، وگرنه ما دلایل عقلیای نداریم که بگوییم قرن چهارم و پنجم، قرن درخشان تمدن اسلامی است.
جرجانی را باید، نتیجه و محصول چند قرن سنت علمی پیش از او و مجال و زمینهای دانست که این عصر طلایی فرهنگ و تمدن اسلامی بستر ظهورش را فراهم کرده است.
منبع: کتاب شرح احوال، آثار و اندیشه امام عبدالقاهر جرجانی
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24