


شکل تاریخ نگاری به شیوههای بیان مطالب تاریخی و به اصطلاح روبناهایی که اپیستمهها و روح تاریخ نگاری در قالب آن به تحریر در میآید، اشاره دارد. هر چند میان محتوا و شکل تاریخ نگاری ارتباط وجود دارد و هر محتوایی را نمیتوان در هر شکل و هر مظروفی را در هر ظرفی جای داد، اما در مقایسه با انواع میتوان از تنوع و تعدد شکلی بیشتری در تاریخ نگاری سخن گفت. با در نظر داشتن سیر تحولات تاریخی ملل مختلف و شیوههای نگارش تاریخ در میان آنها و به ویژه آنچه که در تاریخ نگاری اسلامی نمود پیدا کرده است، میتوان اشکال گوناگونی را در تاریخ نگاری برشمرد. از این رهگذر، مهمترین اشکال تاریخ نگاری عبارتند از: تاریخ نگاریهای موضوعی، تاریخ نگاریهای سلسلهای، محلی، شهرها، طبقات و رجال، مزارات و وفیات و مهمتر از همه تاریخ نگاریهای عمومی و جهانی. تمامی این اشکال تاریخ نگاری را میتوان در سه شکل کلی تاریخ نگاری موضوعی، تاریخ نگاری عمومی و تاریخ نگاری جهانی خلاصه کرد.
تاریخ نگاریهای موضوعی:
بر حول محور موضوع یا موضوعات خاصی به وجود میآید و به وقایع مربوط به موضوع مشخصی میپردازد. تاریخ نگاریهای موضوعی، اغلب در جهت روشن کردن جوانب مختلف موضوع مورد نظر به مباحث دیگر نیز میپردازد و گاهی اوقات مقامی همسنگ تاریخ نگاری جهانی به دست میآورد. به عنوان مثال هرودت در قالب شرح « جنگهای مدیک » به تاریخ ملل مختلفی پرداخته و اطلاعات اقتصادی و اعتقادی و فرهنگی و اجتماعی فراوانی ارائه میدهد. تاریخ نگاریهای سلسلهای، محلی، رجال و طبقات، مزارات، وفیات و به خصوص تاریخ نگاری عمومی( که جداگانه از آن سخن میگوییم )، از اشکال عمدهی تاریخ نگاری اسلامی است و چنان که از نام هریک برمیآید موضوعات خاصی را که مورد نظر مورخ بودهاند در خود جای دادهاند. میتوان تمامی این گونه اشکال تاریخ نگاری را تاریخ نگاری موضوعی به شمار آورد.
تاریخ نگاری عمومی:
شکل عمدهی تاریخ نگاری در میان مسلمانان بود که سرگذشت خلق برگزیدهی خداوند را از زمان هبوط آدم تا دورانی که تاریخ نگار در آن زندگی میکرد، دربرمیگرفت. شاید از این نظر که واضعان این شکل از تاریخ نگاری و بیشتر تاریخ نگاران عمومی ایرانی بودند، به تاریخ ایران باستان نیز پرداختهاند، و بیشترین اطلاعات در خصوص ایران قبل از اسلام را در خود جای دادهاند. تاریخ نگاریهای عمومی، در اصل شرح تاریخ پیروان ادیان ابراهیمی به حساب میآیند و به اقتضای مطلب و برای روشنتر شدن این تاریخ، به سرگذشت دیگر ملل پرداختهاند. هر چند که براساس بینش و نگرش تاریخ نگاران، حاصل کار آنها متفاوت بوده و همچنان که گاه به تحلیل و تفسیر تاریخ پرداختهاند، حوزهی بحث خود را وسعت بخشیده و صرف نظر از تاریخ پیروان ادیان ابراهیمی تاریخ اقوام و ملل دیگر را نیز مطمح نظر قرار دادهاند، اما در کل در یک امتداد زمانی و بدون توجه به ابعاد مکانی و مردم مختلفی که در مناطق مختلف زندگی میکنند، به تاریخ پرداختهاند. به ویژه این که در خصوص گذشتهی قبل از اسلام از اسرائیلیات الهامگرفته و بینش و نگرش یهود را ملهم شده است نوعی محدودیت محتوایی و تنگنایاندیشهای در خود دارند و تا حد زیادی ماهیت و محتوای تاریخ نگاریهای توصیفی را به خود گرفتهاند. در این بین، به استثنای یعقوبی، مسعودی، ابن مطهر و معدود مورخان دیگری که در مقایسه با دیگران نوعی نگاه تحلیلی - تعلیلی به تاریخ داشته و لذا در قالب تاریخ نگاریهای عمومی، نوع ناقصی از تاریخ جهانی را ارائه کردهاند، بیشتر تاریخ نگاریهای عمومی در قالب سال شمار و به طریق کورنولوژیک از محدودیت موضوعی و محتوایی برخوردارند. هر چند که برخی محققین از تاریخ نگاریهای عمومی با عنوان « تواریخ عالم » یاد میکنند؛ اما واقعیت این است که این دسته از تاریخ نگاریها، تاریخ عالم نیستند و یا عالم محدودی را دربر میگیرند. از این منظر تنها به همان اندازه که تاریخ نگاریهای موضوعی را از حیث پرداختن به موضوعات هم عرض و مرتبط با اقوام ملل مطرح نوعی تاریخ نگاری جهانی تصور میکنیم، میتوان تاریخ نگاریهای عمومی را نیز تاریخ عالم دانست. به همین طریق، میتوان تاریخ نگاریهای عمومی را از این جهت که موضوعات مختلف ادبی، اسطورهای، کلامی، دین شناسی، جغرافیایی، عرفانی و فقهی را در خود دارد و به علاوه تاریخ سلسلهها، وقایع محلی، وفیات و غیره را شامل میشود، مشتمل بر این گونه از اشکال تاریخ نگاری نیز دانست و حداقل در حوزه قلمرو اسلامی و در خصوص برخی از تاریخ نگاریهای عمومی این مطلب را صادق دانست. از این منظر، تاریخ نگاریهای عمومی، ضمن این که گستره زمانی وسیعی را در بر میگیرند، تنوع موضوعی نیز داشته و در برخی اوقات نظیر آنچه که مروج الذهب مسعودی و یا البداء و التاریخ ابن مطهر ارائه میدهند نوعی دائره المعارف تاریخی به شمار میروند. به خصوص اگر تاریخ نگاران نگاه تیز و نگرش عمیقتری داشتند اطلاعات فرهنگی و علمی زیادتری نیز جمع آوری میکردند و به ژرفای کار خویش میافزودند. از این منظر تواریخی که در نیمه قرن سوم و قرن چهارم نوشته شده و تاریخ یعقوبی، مسعودی و البداء و التاریخ در رأس آنها قرار دارند؛ ماهیت فرهنگی و اندیشهای بیشتری و تنوع موضوعی و حوزه شمول گستردهتری در خود دارند. در خصوص این دسته از تاریخ نگاریهای عمومی، ذکر این نکته نیز لازم است که تاریخ نگاریهای اخیر را از این حیث که به تاریخ ملل و اقوام مختلفی پرداختهاند و با در نظر داشتن مناسبات آنها با امت مسلمان و یا بدون در نظر داشتن این امر، اطلاعاتی را در خصوص آنها ارائه میدهند، هر چند ناقص، نوعی تاریخ نگاری جهانی به شمار میآیند. با وجود این، بدان سبب که فاقد نگرش منسجم و تعریف شدهای ( جهان نگری ) هستند که تمامی اقوام و ملل جهانی را صرف نظر از اعتقادات آنها در بربگیرد و با نوعی مداوای عقیدتی با تاریخ برخورد کند، نمیتوان آنها را نمود کامل چنین تاریخ نگاریهایی به شمار آورد.
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24