


خردگرايي افراطي:فرض اين استراتژي آن است که براي تبيين نظري ،جهان(خرد) مقدم است. بعضي از خرد گرايان مي گويند مقوله هاي کلان ساخته ذهن جامعه شناسان هستند.گروهيديگر از آنها مي گويند فهم ساختارهاي بزگتر تنها با سنجش فرايندهاي خرد تشکيل دهند ه ي آنها ممکن است. کلان گرايي افراطي :مخالف خرد گرايي است. معتقد اند تمام برخوردهاي خرد در چاچوب ساختارهاي بزرگتر جاي مي گيرند. نظريه هاي برد متوسط(مرتون): نقطه تلاقي طرح هاي مفهومي جهاني نظريه ي کلان ،با تعميم پژوهشهاي تجربي واقعي است. جامعه شناسي صوري:در رابطه ي اجتماعي،به جاي توجه به ماهيت ها ي واحد ها ،بايد بر خود رابطه تمرکزکنيم. تقليل گرايي استنتاجي(هومنز)قوانين ساختار اجتماعي از دل اصول بنيادين فرايندهاي خرد استنتاج مي شود در مجموع هيچ يک از اين استراتژيها نتوانسته اند به طور موفقيت آميزي ميان خرد و کلان پل بزنند.
رهيافتي جايگزين براي پل زدن ميان خرد و کلان
جاناتان ترنر مي گويد:جهان اجتماعي در سه سطح خرد،ميانه و کلان عمل مي کند. به عبارت ديگر اينها سه سطح واقعيت اند.جهان اجتماعي در سه سطح سازماني عمل مي کند به همين دليل ما با سه دسته نظريه مواجهيم.واقعيت در سه سطح ظاهر مي شود و ما هم به دنبال راه هايي براي مفهوم پردازي براي ويژگي هاي هر سطح هستيم.
واقعيت سطح کلان:شامل جمعيت هاي بزرکتري از افراد است.در سطح کلان سامان دهي انساني با پنج نيرو ي تعيين کننده است (جمعيت-توليد-بازتوليد و قدرت).اصلي ترين واحد هاي ساختاري که اين نيروها ايجاد مي کنند نهادها هستند(اقتصاد-سياست-خانواده-دين- آموزش).
واقعيت سطح ميانه:سه نيرو در اين سطح وجود دارد(تقسيم- تمايز- انسجام). تقسيم=اين نيرو واحدهايي از نظر ساختاري و فرهنگي هم تراز را شکل مي دهد ،مانند خانواده هسته اي- روستاها و شهرها را. تمايز= تفاوتهايي که در روابط انساني خرد يا کلان وجود دارد.مثلا انسانها نقش هاي متفاوتي مي گيرند. انسجام= دو عامل با عث انسجام در گروه مي شود ،1- فشارها و محدوديت هاي ساختاري و فرهنگي از سوي نهادهاي کلان 2-تقسيم کار.
واقعيت سطح خرد:سطح خرد واقعيت از پارهايي از کنش متقابل و تعامل رو در رو تشکيل شده است.نيروهاي تاثير گذار اين سطح شامل عواطفۀنمادهاۀ نقشها مي شوند. عواطف= همه ي کنش هاي متقابل که چهار احساس بنيادين را دارند(ترس-خشم-خوشحالي-نارضايتي). افراد بدون عواطف و احساسات نمي توانند فکر کنند،ايفاي نقش کنند يا پيوند هاي اجتماعي برقرار کنند. نمادها=همه ي کنش هاي متقابل،از طريق نيروهاي فرهنگي(نمادها)هدايت مي شوند. نقش ها= در تعامل ها و کنش هاي متقابل، افرادي براي ايفاي نقش از حرکات و نشانه هايي استفاده مي کنند،يعني به طور متقابل نقش بازي مي کنند
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24