


پایه های این نحله فکری در آرا و نظریات فلاسفه یونان و برخی کشورهای شرقی است. این نحله با رنسانس علمی، مجدداً ترویج یافت. از قرون 16 تا 19 میلادی با تحقیقات و نظرات اندیشمندانی چون بیکن (قرون 16 و 17). برونو (نیمه دوم قرن 16) گالیله (نیمه اول قرن 17) رنه دکارت (نیمه اول قرن 17) نیوتن (قرون 17 و 18) و دیگر متفکران، مکتب اتمیسم به عنوان جهان بینی جدیدی غالب شد. تجزیه گرایی به عنوان یکی از شاخه های جدید این نحله، تقسیم هر پدیده به اجزای مختلف و بررسی جداگانه این اجزا را تنها شیوه مطلوب علمی در رابطه با درک و شناخت احوال و طبیعت اشیاء و امور موجود می انگاشت. سهولت این امر در علوم تجربی و طبیعی، مبنای این قضاوت قرار گرفت که اسلوب تجزیه گرایی تنها راه مطالعه امور و پدیده هاست. تفکر اتمیسم در اصل یک بینش مکانیستی است که به کلیه امور بی جان و جاندار، چونان دستگاهی ماشینی نظر می افکند که می توان کلیه اجزا و عناصر آن را به طور جداگانه مطالعه نمود و از این رهگذر به کل آن دستگاه پی برد.
از نظر این طرز نگرش مکانیستی و تجزیه گرایانه، هیچ خاصیتی در موجودات وجود ندارد که اجزایش، آن خاصیت را نداشته باشند؛ از این رو با شناخت ویژگی های عناصر و اجزای هر شی یا پدیده ای اعم از طبیعی و اجتماعی می توان به خاصیت کلی آن پدیده دست یافت. نگرش تجزیه گرایی با بار مکانیستی خود با وجود تکیه بر اصل علت و معلولی، دامنه این رابطه علمی را به روابط میان اجزا محدود کرده و علت نهایی و کارکرد و ساختار کل پدیده ها را به فراموشی می سپارد. با اینهمه ضعف و نارسایی این نگرش هنگامی آشکار شد که در تحلیل پدیده های پیچیده جوامع انسانی، بخصوص پدیده های چند بعدی روانشناختی و جامعه شناختی عاجز و درمانده شد .
در ابتدا نظریات کلاسیک در جامعه شناسی نیز بر اندیشه های مکانیستی و قالب های فکری متداول در علوم فیزیک کلاسیک متکی بود. چنان که مفاهیمی چون تعادل، توازن قوا، سکون اجتماعی و قانون سکون یا « اینرسی »که در علم فیزیک برای اجسام مادی وجود داشتند، در جامعه شناسی نیز راه یافته بودند. در نتیجه دانش اجتماعی کلاسیک، چهره فیزیکی به خود گرفته، در واقع نوعی جامعه شناسی فیزیکی و علم فیزیک اجتماع پدید آمده بود. روش های مطالعه پدیده های اجتماعی نیز از این دیدگاه برگرفته شده بودند. در جامعه شناسی فیزیکی یا فیزیک اجتماعی، تفکرات تجزیه گرایانه و عنصر گرایی و کوشش برای دریافت اتم های اجتماعی، زیربنای شناخت اجتماعی را تشکیل می دادند. با پیشرفت علومی چون زیست شناسی و تفکر اجتماعی، مسلم شد که پدیده های اجتماعی از قوانین فیزیک پیروی نکرده و سیستم های بسته ای نیستند. چنان که متفکران اولیه جامعه شناسی، همچون اسپنسر جامعه را شبیه ارگانیسم زنده قلمداد کردند. یکی از تنوعات چنین اتمیسم اجتماعی، تصوری است مبنی بر این که جامعه، بعنوان تجمع و تراکم مکانیکی افراد، قلمداد شده و فرد به مثابه اتم یا ذره اجتماعی، تلقی می شود و وجه مشخصه آن مجموعه، خصلت های تغییرناپذیری است که ریشه آنها در ماهیت بیولوژیکی یا زیستی و در شرایط ناخودآگاه قرار دارد.
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24