


آواشناسـي ابـنسـينا مبتني بر روش آواشناسي توليدي (articulatory phonetics) است. با اتخاذ اين
روش، يعنـي ترتيـب ذکـر حـروف بر اساس جايگاه توليد (مخرج) در فصل چهارم از رساله به طبقهبندي و
توصـيف چگونگـي تولـيد حروف عربي ميپردازد. اما اين کار را او همچون سيبويه ديگر زبانشناس برجسته
ايرانـي در قـرن دوم هجـري (هشـتم ميلادي) از جايگاه پسين (back) به جايگاه پيشين (front) طبقهبندي
مـينمـايد (روبيـنز، ١٩٩٧، ص ١٦٦). بـه عـبارت ديگر توصيف آواها را از درونيترين نقطه حلق با آواهاي
[ء ، هــ] شـروع کرده و به ترتيب جايگاههاي توليد ادامه ميدهد تا به برونيترين جايگاه توليد يعني لبها که
جايگاه توليد آواهايي مانند [ف، ب، م، پ، و] است برسد.
در ايـن بخـش اختلافي که در طبقهبندي و ترتيب پيرامون دو کتاب «عدد الحروف و مخارجها» ابنسينا و
در «الکـتاب» سـيبويه آمده بيانگر اين نکته است که ابنسينا تحقيقي مستقل پيرامون توصيف آواها انجام داده
است، اگرچه هر دو از يک روش پيروي کردهاند.
قابل ذکر است که در فصل چهارم که علتهاي جزيي هر يک از حروف بطور جداگانه شرح داده شده است،
ميتوان دريافت که در نظر ابنسينا همزه [ء] از جملة حروف مفرد است، زيرا در آنجا آمده که تفاوت [ح] با
همزه [ء] آن است که در [ح] حبس تام نيست.
رضا 2:
در بخش پنجم از کتاب آواشناسي، ابنسينا به توصيف حروفي ميپردازد که زبان عربي فاقد آنها است. در
ايـن بخـش از کـتاب شاهد يک نوع توصيف مقايسهاي از آواها هستيم که طي آن ابنسينا به چگونگي توليد
بعضي از حروف زبان فارسي، ترکي و خوارزمي ميپردازد.
اين دسته از حروف [آواها] شامل شش حرف [آوا] ميباشد که چهار حرف فارسي و يک حرف ترکي و
يکي ديگر خوارزمي است. حروف [آواهاي] زبان فارسي: [چ] در کلمه «چاه» ، [پ] در کلمه «پيروزي، [ژ]
در کلمـه «ژرف» و ديگـري بـنظر نگـارنده بـر اساس توصيفي که ابن سينا بدست ميدهد، بايد [و] باشد. به
مـنظور درک هـرچه بيشـتر دقـت ابـنسـينا در توصـيف هـر يـک از حروف [آواها] به توصيف حرف [و]
ميپردازيم. ابنسينا ميگويد: يک نوع [ف] مانند [ف] در کلمه «فزوني» است که در واقع آوايي بين [ب] و
[ف] معمولـي اسـت. تفـاوت اين نوع [ف] با [ب] در اين است که حبس [ف] تام نيست و فرق آن با فاء
[ ف معمولـي] در آن است که تنگي جايگاه توليد آواز در لب براي اين نوع [ف] بيشتر است و فشار هوا نيز
بـه لحـاظ شـيوه تولـيد (manner of articulation) شديدتر، بطوريکه تقريباً در سطح درون لب لرزهاي
پديـد ميآيد. در حاليکه براي فاء [ف] معمولي چنين حالتي نيست (خانلري، ١٣٤٩، ص ٨٥). اين نوع [ف]
مورد توصيف ابنسينا همان [و] است.
بخش ششم از رساله پيرامون صوتهايي است که از حرکتهاي غيرگفتاري توليد ميشود و به حروف گفتار
شـبيه است. خانلري معقتد است که اين بحث خاص اين رساله است و در جاي ديگر قبلاً چنين بحثي نشده
اسـت، و ايـن موضوع با آنچه که امروزه در زبانشناسي، آواشناسي عاطفي يا جنبه عاطفي آواشناسي مينامند،
ارتباط دارد که بيشتر به جنبههاي هنري صوت ميپردازد (همان، ص ١٠٣).
٢-٢- اصول و روش واژهسازي و واژهگزيني ابنسينا
پـيرامون واژهسـازي و واژهگزيني به عنوان يکي از مباحث زبانشناسي در آثار ابنسينا بايد گفت که بدون
اغـراق، ايـن انديشمند بزرگ ايراني در اين زمينه علمي از استعداد خارقالعادهاي چه به لحاظ نظري و چه به
لحـاظ روششـناختي بـرخوردار بود. چنانکه در شواهد زير خواهيد يافت طبقهبندي و سازکارهايي که براي
واژهسازي ارايه مينمايد با آنچه که در فرهنگستانهاي واژهگزيني جهان از جمله فرهنگستان زبان فارسي ايران
ميگذرد، عليرغم فاصله زماني بيش از هزار سال، قرابت بسيار زيادي دارد.
ابنسينا به روش خاص خود کليه واژههاي بيگانه (عربي) و واژههاي فارسي متعلق به عصر قبل از خود و
آن دسـته از واژهايـي کـه مـورد نـياز بـودهاند اما در پيکره زبان فارسي آن زمان وجود نداشتهاند را به عنوان
مسـألهاي در علم زبان تعريف مينمايد و سپس آنها را طبقهبندي نموده و آنگاه براي هر يک راهکاري مناسب
ارايه مينمايد.
بستن *نام و نام خانوادگی * پست الکترونیک * متن پیام |
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24