


یکی از ابعاد وجدان کاری بعد عاطفی است که شامل احساسات مثبت نسبت به سازمان و حس تعلق به آن مجموعه می شود. افرادی که دارای وجدان شغلی بالایی هستند به اهداف و ارزش های سازمان همانند اهداف و ارزش های خود می نگرند و همواره در جهت دستیابی به آنها تلاش می کنند. همچنین این افراد تمایل مثبتی نسبت به رعایت کامل حقوق دیگران و تعامل سازنده با همکاران دارند. در صورتی که کارکنان یک سازمان ارزش های سازمان را درونی کرده باشند و احساسات مثبتی نسبت به شغل و سازمان خود داشته باشند دیگر برای انجام وظایف منتظر دستور یا نظارت مافوقشان نیستند. این افراد حتی در صورت سخت یا زیاد بودن وظایف به خوبی آن ها را به انجام می رسانند.
منظور از وجدان شغلی رفتاری، التزام عملی فرد به انجام به موقع تمام وظایف شغلی اش است. وجدان دارای رابطه مستقیم و مثبتی با عملکرد است. در واقع افرادی که دارای وجدان کاری خوبتری هستند زمان بیشتری را به انجام وظایف و مسئولیت های خود اختصاص می دهند. از طرفی کارمندان دارای وجدان کاری به گونه ای عمل می کنند که نشان دهنده اثبات اشراف و تسلط آن ها به مسئولیت های خود است که بدون نظارت دیگران به خوبی می توانند از عهده آن برآیند.
وجدان کاری هنجاری بیانگر ضرورت و الزام اخلاقی به فعالیت و انجام وظیفه در یک سازمان است.به بیانی دیگر می توان گفت که وجدان هنجاری به فعالیت مفید در حیطه قوانین و مقررات تعریف شده در یک سازمان مربوط می شود. علاوه بر این وجدان هنجاری بیانگر احساسی درونی است که منجر به پایداری و تلاش سازمان یافته در جهت رسیدن به برنامه های سازمان می شود.
اخلاق کاری مستمر به معنی وابستگی و دلبستگی به سازمان و جلوگیری از هزینه های حاصل از ترک آن است. در واقع، استمرار در انجام وظایف و پایداری در برابر سختی کار پیامدهای وجدان کاری هستند که از احساس دلبستگی و یکپارچگی با سازمان نشات می گیرند. زمانی که فرد خودش را با سازمان یکی بداند، اهداف سازمانی به اندازه اهداف شخصی و حتی بیشتر از آن برایش ارزشمند می شوند و در راستای رسیدن به آن ها دست از کار و تلاش مستمر بر نمی دارد.
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24