


عبدالقاهر بن عبدالرحمان جرجانی، دانشمند ادب و نحو عربی، و بنیانگذار و نظریهپرداز علم بلاغت، از اندیشمندانی است که به سبب احاطه بر فنون ادبی ـ خاصه بلاغت ـ و نظریۀ نظمش بر اندیشمندان شرق و غرب جهان اسلام تأثیرگذار بوده است.
الف) دوران حیات وی
در مورد تاریخ تولد و سرگذشت وی اطلاع چندانی در دست نیست؛ ولی بهاحتمال در گرگان دیده به جهان گشود و در همان شهر بالید و رشد و نمو یافت. با توجه به سال درگذشت استادش ابوالحسین فارسی (د 421ق)، ولادت عبدالقاهر را باید سالهای پایانی سدۀ 4ق و یا نخستین سالهای سدۀ 5 ق دانست (باقر، 696). باری، تاریخ درگذشت عبدالقاهر را 471 یا 474ق دانستهاند (قفطی، 2/ 189). با توجه به آن که بنا به تصریح منابع وی هیچ گاه گرگان را حتی برای کسب دانش ترک نکرده، باید گفت که درگذشت وی نیز در همان حوالی روی داده است.
ب) استادان
اتفاقی در ذکر استادان عبدالقاهر دیده نمیشود. بااینحال، غالب منابع از ابوالحسین محمد بن حسین فارسی همچون تنها کسی که عبدالقاهر از محضر او دانش نحو را کسب کرد، نام بردهاند (رک: سبکی، 5/ 149). برخی منابع هم صاحب بن عَبّاد (د 385ق) و ابن جِنّی (د 392ق) را در زمرۀ استادان عبدالقاهر نام بردهاند؛ اما نظر به سال درگذشت ایشان صحیح به نظر نمیرسد؛ بلکه باید گفت ابوالحسین محمد بن حسین فارسی (د 421ق) استاد عبدالقاهر، نزد صاحب دانش آموخته است.
در خصوص شاگردی وی نزد ابوالحسن علی بن عبدالعزیز جرجانی نیز باید گفت که تنها یاقوت حموی وی را از استادان عبدالقاهر میشناساند. بر پایۀ نقل وی، عبدالقاهر هر گاه در آثارش سخنی از قاضی جرجانی نقل مینمود، به شاگردی نزد او میبالید. بااینحال، این روایت را کسی دیگر در جایی بیان نکرده است (یاقوت، 4/ 524). گذشته از این، یاقوت خود نیز در جای دیگر یگانه استاد جرجانی را ابوالحسین فارسی دانسته است. نیز، با نظر به تاریخ درگذشت ابوالحسن علی بن عبدالعزیز جرجانی، پذیرش این سخن دشوار مینماید (باقر، 696).
پ) جایگاه علمی
عبدالقاهر پیرو فقه شافعی وکلام اشعری بود (ذهبی، 18/ 432). وی پس از درگذشت استادش ابوالحسین فارسی (د 421ق) به تربیت برخی از جویندگان ادبیات عربی برآمد. آنچه این نظر را قوت میبخشد، مدح خواجه نظام الملک (408ـ 485ق) توسط عبدالقاهر، و نیز رهیابی برخی شاگردان وی به نظامیۀ بغداد و نیشابور است (کسایی، 142). از جملۀ این شاگردان، فضل بن اسماعیل تمیمی (ز 458ق)؛ محمد بن احمد ابیوردی (د 507ق)، احمد بن عبدالله مهابادی (د 500 ق)، ابوالحسن علی بن محمد فصیحی استرآبادی (د 516 ق) و خطیب تبریزی (د 502 ق) نامبردارند.
عبدالقاهر جرجانی را در شعر، در زمرۀ «مُحْدَثین» هم به شمار آوردهاند (رافعی، 1/ 453). وی به زبان عربی شعر میسرود. برخلاف جایگاه برجستۀ وی در زبان عربی و علوم بلاغی، اشعارش از معانی استوار و بلند برخوردار نیست و مضامینش به شکایت از دور زمانه، یا مدیحهسرایی محدود میشود. بااینحال، به نظر میرسد اشعار وی بیش از آن که شاعرانه باشد، با روحیات یک عالم در تناسب، و از لطافتهای ادبی تهی است. وی هیچ گاه به فارسی شعر نگفت و اثری نیز بدین زبان پدید نیاورد (باقر، 697). خلاف شعر وی، سبک نثرش زیبا و در خور توجه است؛ چنانکه گفتهاند وی در بیان مطالب توانا ست. کتاب دلائل الاعجاز او چنان شیوا ست که بیشتر به اثری ادبی میماند، تا کتابی درباره قواعد ادبیات عربی (کرد علی، 194ـ 195).
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24